یک اکسیر هوسانگیز و سوزان که سرشار از جاذبههای دلفریب است ــ این شاهکار شرقی و آغشته به بوی کهربا با روایح گورماند، میوهای و سرمستکنندهاش به رقص درمیآید و آمیزه پیچیدهای را با تمرکز بر 203 نوع از بهترین مواد اولیه عطرسازی بهوجود میآورد. آمیزه این ادکلن با آکورد مرکباتی ساختهشده از ترنج، گریپفروت و بهارنارنج شروع میشود و با نتهای سبز و گیاهی برگرفته از گیلاس سیاه و سالویا اسکلاریا درهمتنیده میگردد تا به تجسمی از ذات و جوهره سرزمینهای بهشتی و آفتابخورده تبدیل شود. چای میت که بهعنوان نمادی از دوستی و هدیهای از خدایان شناخته میشود، رگههای تلخ و خاصی را به این عطر میافزاید. در نت میانی هم یاس بهزیبایی فرمانروایی میکند و با روایح غنی ریشه زنبق و پاپیروس آمیخته میگردد تا جلوههای ژرف و هوسانگیز را به جامپ اپ اند کیس می هدونیستیک اضافه کرده باشد. نت خشک و دودی تنباکو هم حالت گرم و پیچیدهای به این عطر میدهد که ظرافتهای شیرینش را از افرا، کارامل و رگههایی از بنفشه، رز و ویسکی میگیرد. نت پایه نیز مثل یک سمفونی شرقی و چوبی است که شکوه کهربا، سویههای دودی چرم و جلوه گیرا و صمغآلود لابدانیوم را به رخ میکشد، درحالی که لطافت و ظرافت نتهای پایه با دانه تونکا و وانیل خلق میشود.
جامپ اپ اند کیس می هدونیستیک، شما را به رهاشدگی لذتجویانه فرامیخواند. کالکشن ادیکتیو آرتس در بهکارگیری تکنولوژیهای نوین در عطرسازی همواره پیشگام است و مقام و مرتبه کلایو کریستین در عطرسازی را نشان میدهد. این تکنولوژیهای برتر درواقع مولکولهای نو و تازه را از طریق فرایند کیمیاگرانه انحصاریای میآفریند که امکان تکرار و همانندسازی را به چالش میکشد.
| نوع عطر | ادو پرفیوم |
| برند | کلایو کریستین |
| عطار | جولی پلوچت |
| طبع | گرم |
| سال عرضه | 2021 |
| گروه بویایی | شرقی چوبی |
| کشور مبدأ | انگلستان |
| مناسب برای | آقایان و بانوان |
| اسانس اولیه | ترنج ، نارنگی ماندارین، لیمو ترش، بهار نارنج، گریپ فروت ، سالویا اسکلاریا، برگ بنفشه ، چای میت، آلبالو |
| اسانس میانی | ریشه زنبق، یاس، تنباکو ، پاپیروس |
| اسانس پایه | دانه تونکا ، مشک ، کهربا، وانیل ، نعناع هندی ، خزه درخت بلوط ، خس خس ، چوب صندل سفید ، چرم ، لابدانیوم، چوب کشمیر |
در کوچههای پسزننده ی شهر لذت، جایی که قانون نداشت و هر کس به اندازهی زخمهایش خوشحال بود، سوراخی بود به اسم کارگاهِ هدونیسم. زیرزمینی که در آن به جای نان، «احساس» میپختند. صاحبش، دکتر کاس، شیمیدانی دیوانه بود که معتقد بود «بو، سریعترین راه برای رسیدن به ته خطِ لذته».
شخصیت ما، لِیت، یک «بوکش» حرفهای بود. کسی که بوها را طوری میفهمید که دیگران نمیفهمیدند. یک شب، جعبهای برایش آوردند. رویش نوشته بود: «اگر جرات داری، جامپ آپ...». دکتر کاس گفت: «آخرین ساختهام. اگه نتونی تحملش کنی، مغزت از لذت منفجر میشه.» لیت پوزخندی زد و تفنگش را زمین گذاشت. «من فقط یک بار زندگی میکنم، دکتر.»
فصل اول: هشدار گیلاسِ سیاه
نت های ابتدایی (گیلاس سیاه، برگ بو، مرکبات، ترنج، چای ماته، نرولی)
اسپری که زد، اولش مثل یک شوک بود: گیلاس سیاه با آن شیرینیِ عمیق و مسمومش، مثل شرابِ ممنوعه، یک لحظه لیت را برد به خاطراتِ یک رقصِ شبانه با کسی که حالا مرده بود. اما چای ماته با تلخیِ سبزش هشدار داد: «هوشیار باش پسر... این لذت به زودی گازت میگیره.» مرکبات و ترنج مثل زخمی که نمک میپاشند، تمام لذتهای زودگذر گذشته را مقابل چشمش آوردند.
دکتر کاس زمزمه کرد: «این فقط اولشه... برگ وِی (همون برگ بو) داره میاد.»
فصل دوم: تنباکوی دودزده و کوکائینِ رؤیاها
نت های میانی (تنباکو، یاس، ریشه زنبق، پاپیروس، افسنطین، برگ کوکا)
کارگاه تاریک شد. لیت حس کرد زمین زیر پایش گِل است. بوی تنباکوی دودی مثل دستِ دودی از میان دود سیگار کسی را نشانش داد که عاشقش بود ولی از دستش داده بود . یاس و ریشه زنبق، رایحهی پودری و تقریبا جنسی میدادند که لیت را یاد بدنِ گرم کسی انداخت که هیچوقت به اندازهی کافی در آغوشش نگرفته بود.
اما اینجا بود که عطر دیوانه شد. ترکیبِ ممنوعه ی افسنطین (همون مادهی موجود در مشروب ابسنت) و برگ کوکا وارد عمل شد. بویی که مستقیما به مغز لیت خورد؛ انگار تمام لذتهای حرام دنیا یکجا در بینیاش جمع شده بود. پاپیروسِ خشک، بوی طومارهای کهن میداد؛ طومارهایی که نفرین شده بودند. لیت فریاد زد: «این عطر نیست دکتر! این... آخرین رقص منه!»
دکتر کاس با خنده گفت: «خوش اومدی به سرزمین لذت، لیت. اینجا قراره مُردن رو فراموش کنی... با هر پاف.»
فصل سوم: کهربای لجنزار و چرمِ مهارشده
نت های پایه (کهربا، چرم، لابدانوم، تونکا، وانیل)
در اوج مستی، رایحهی کهربا و لابدانوم (صمغی که بوی تلخ و چسبناک کهربا میدهد) آمد. بوی خزههای لجنزارِ شمال شهر را میداد؛ جایی که اجساد گمشدهها را پیدا میکردند. چرمِ دودی میخواست لیت را در خودش بپیچد، اما ریشه زنبق، این بار مثل یک افسار، لیت را از فرو رفتن کامل در تاریکی نجات داد.
وانیل و تونکا آمدند تا زهر را شیرین کنند. انگار دنیا داشت وارونه میشد. لیت که دیگر قدرت حرف زدن نداشت، روی زمین افتاد. اما لبخند میزد. برای اولین بار در زندگیاش، لذت را «حس» کرده بود، نه اینکه فقط «فرار» از درد باشد.
پایان: صبحِ روز بعد
وقتی صبح شد، کارگاه خالی بود. فقط بوی عطر روی تن لیت مانده بود: بوی خاک، عرق، شکلاتِ تلخ و تنباکو. دکتر کاس رفته بود. ولی روی میز، یک یادداشت گذاشته بود:
«اگر داری این رو میخونی، یعنی زنده موندی. حالا برو و از اینکه زندهای لذت ببر. هدونیسم فقط مال من نبود... مال همهی کسایی بود که جرئت بو کشیدنِ "بیش از حد" رو داشتن.»
لیت از جاش بلند شد. حس میکرد دوباره متولد شده. رفت جلوی آینه... اما صورت خودش را ندید. فقط یک بطری خالی عطر را دید که روی طاقچه افتاده بود. او دیگر لیت نبود. او خودِ «لذت» شده بود...
نکته فنی: این عطر در سال ۲۰۲۱ توسط جولی پلوچت ساخته شده و غلظت ۲۵ درصد (Extrait de Parfum) دارد . داستان بر اساس نتهای مستند، از جمله استفاده از متریالهای ممنوعهای مثل برگ کوکا و افسنطین که در مستندات رسمی برند به آنها اشاره شده، نوشته شده است .