نظرات | NESOM
ترتیب نمایش
French Lover
لینک به نظر 1 خرداد 1405 تشکر پاسخ به میلادافشاری
میلاد جان آدما دنیا رو با چشم های خودشون میبینن ...
اونچه که دیدی و نوشتی ، بازتاب خودت بود
ممنون عزیزم تنت سلامت 🤍
4 تشکر شده توسط : Huseyin_taheri_official آرش وقوعی
این یک نقد نیست ، یک خاطرست
___
طبق عادت از تمام عطر هایی که دارم
همیشه یک شیشه دکانت میگیرم و داخل جیبم میزارم
که اگر نیاز شد شارژ کنم ...
معمولا توی استفاده از عطر خیلی دنبال بازخورد نیستم
بنابرین عطر هایی که استفاده میکنم معمولا پخش زیادی ندارن
یادمه یک روز نیمه ابری که از کلینیک بیرون میومدم
جوانی رو دیدم که فال و کش سر میفروخت
بی توجه از کنارش رد شدم ...
سلام داد و گفت میشه فال بخرید ؟
چند قدمی که جلو رفتم متوجه شدم پروندم جا مونده
بلافاصله برگشتم و همان جوان دوباره گفت :
سلام میشه فال بخرید ؟
نزدیکش که شدم
گفت : عطرتون خیلی خوش بوعه
منو ببخشید من روشن دلم
الان که نزدیک شدید متوجه شدم
دوبار یه جمله رو تکرار کردم ...

گفتم نه عزیزم تو منو ببخش که همون اول صبر نکردم
از داخل جیبش کاغذی درآورد که روی اون نوشته بود :

ممنون که به پسرم بی توجه نبودید
و شماره کارت مادرش رو نوشته بود

همین که درگیر وارد کردن شماره کارت بودم
وضع این جوان و غیرتش و دست نوشته مادرش
رسما منو به یک قدمی بغض رسونده بود
و فقط سعی میکردم جوری برخورد نکنم که متوجه شه
گفت :
هوا امروز خیلی خوبه ، حتما خیلی قشنگ شده همه جا
گفتم نه دوست من با ندیدنش چیزی رو از دست ندادی ...
و بهتر بود دیگه حتی یک جمله هم ادامه ندم
بهش گفتم:
راستی این عطری که دوس داشتیش اتفاقا توی جیبمه
خیلی خوشحال میشم که از الان به بعد توی جیب تو باشه
وقتی بهش هدیه دادم و وقتی واسش اسپری کردم
واکنشش به این رایحه
تقریبا به کل دوران عطر بازیم میارزید ...

چقدر عطر خالص و محترمِ که در بیان عشقش به مخاطب انسان رو با شرایط مادی و معنویش طبقه بندی نمیکنه ...

تو روزایی که موضوع برای خوب نبودن زیاده اینجا
سعی کنید اگر در توانتون بود
همیشه داخل جیب یا کیفتون عطری باشه
که اگر لازم دیدید
با هدیه دادنش لبخندی به لب دیگری بیارید .

ممنون از توجه شما -
35 تشکر شده توسط : امیرحسین رضایی علی هوشمندی
گاهی بی دلیل ، عمیقا غمگینیم
گاهی به این دلیل که آن غم ،
تنها اتصالِ ما ، به از دست رفته های ماست ...

گاهی با لحظات شاد ، اشک میریزیم
و گاهی به غمگین ترین لحظات میخندیم

برای من این عطر ، شاد ترین رایحه در غمگین ترین خاطرست
که با توقف تولیدش ، سمفونی مردگان تکمیل شد ...

_
کرید قبل تر با اورژینال وتیور

تجربه خلق ورژن خاکی و سبز و صابونی و کلاسیک رو داشت
اما برای این نسخه
به مراتب به کاراکتر انحصاری تر ، مدرن تر و استثنایی تری نیاز داشت
پس سایه ای محو از رز رو به ساختار سبز و خاکی و چوبی تزریق کرد تا لبه های تیز این ساختار رو صیقل بده و بعد امضای اصلی کرید ، روایح سیتروسی ...

شعبده اینجاست که مثل کارگردان های آثار سینمایی
ژانر جنایی ، راز آلود
تمام حواس مخاطب رو به یک سوژه و سناریو متمرکز میکنه
تا با القای سناریو دوم ، سورپرایز شه

منطق نمایش هارش شمعدانی در اوپنینگ این کار
القای همون سناریو اول ماست ...
وجه فلورالی که با محو شدنش
قصه اصلی ، همون سناریو دوم نمایان میشه...

در واقع با شمعدانی زمان میخره تا در پشت صحنه سناریو اصلی آماده و اجرا شه ...

___
کرید با خلق این اثر وجهی از وتیور رو نمایان کرد
که تا به امروز هیچ مشابهی
حتی نزدیک بهش ساخته نشده
یا حداقل من تست نداشتم !
__
این عطر ، آخرین تولید از دوران طلایی کمپانی کرید بود ‌...
دورانی که کرید خالق "اثر" بود نه خالق "کالا"

ممنون از توجه شما -
24 تشکر شده توسط : حسین سعیدی Bizi
در آیین کهن ژاپن در شب های تاریک
در دورانی که شمع تنها روشنایی شب بود
" گیشا ها " با صورت هایی آغشته به "اوشیروی"
همان پودر سفید معروف ، همراهان شب های تاریک بودند...

گیشا :
زنانی آموزش دیده به رقص ، هنر ، ساز ، اجرا و شوخ طبعی
و استادان سرگرمی بودند که علاوه بر ظاهر فریبنده و زیبا
به کیمونو های قیمتی و شانه های مزین به سنگ های قیمتی که عموما توسط اشراف زاده ها به سبب تشکر از خدمات دریافتی به آن ها هدیه میشد معروف بودند ...
به زبان ساده سرویس دهنده های اختصاصی اشخاص بالا رتبه و اشرافی جامعه بودند ،
بنابرین حضور آنها در کنار طبقه معمولی جامعه نماد بی ابرویی و از ممنوعیت های غیر قابل بخشش بود !

نام مکان سکونت گیشا ها ، " اوکیاست "
___

این عطر روایت چند ساعت حضور شما در اوکیاست
روایت حضور در یک خانه ی مجلل اما چوبی و کمی نمناک
همان سوئیت های معروف با درب های ریلی و پارکت چوبی
و روایح بخوری و پارافین در حال سوختنِ حاصل از روشن بودن شمع
و تاریکی شب و گیشایی آغشته به اوشیروی پودری و آرایش غلیظی که ساختار خمیری و ماتیکی و ماسیده به خودش گرفته
ساختاری که ابدا بوی مدرنیته و لوازم آرایشی مدرن نمیده
__

از اونجایی که عشق برای یک گیشا ممنوعست
حس به این شب و به این رایحه گذراست ...
__

پرفورمنس کار برای پاییز و روز های خنک بهار
عدد ۶.۵ رو میگیره
و رنگ رایحه بنفش میتونه باشه


ممنون از توجه شما -
30 تشکر شده توسط : محسن جمالیان Abed
اگر سری فیلم های بتمن رو دیده باشید
با آرخام سیتی آشنایی دارید ...

آرخام سیتی :
شهری که عموما مردمی روان پریش رو در خودش جای داده
و تیمارستان آرخام سیتی ،
یکی از معروف ترین بخش های این شهر هستش
چرا که بیمارانی رو درونش بستری و زندانی کرده
که به مراتب چیزی فراتر از یک قاتل معمولی هستن !

در اینجا پرستاری بلوند ، با پوستی کاملا سفید
صورت زاویه دار و اندامی تقریبا لاغر با قدی متوسط داریم
که بر خلاف یونیفرم سفید و اتو کشیده ای که به تن کرده
رد خون و لخته خون روی روپوش و دستکشش مشهوده
و خنده ای غیر طبیعی بر لب داره ...
ظاهرا حتی زیبایی ، حتی سواد یا تحصیل
تغییر معجزه آسایی رو از زندگی توی این شهر رقم نمیزنه ...

از این جنبه این شهر خیالی ،
شباهت هایی به یک شهر حقیقی داره
که احتمالا بشناسیمش !
بگذریم...

این عطرِ دختر های زیبا اما جدی و بد اخلاق و پرخاشگره
از اون ظاهر هایی که احتمالا در نگاه اول
خیلی از ما پسرا میپسندیم و یک هفته بعد
میفهمیم چه اشتباهی کردیم...
چون ذاتا ساختار شکنه ، شخصیت ساختار شکن هم میطلبه
شخصیتی که واسش "باید ها" خیلی معنا دار نیستن

__

یلانگ یلانگ ، از جمله عناصری هست که در عطر سازی میتونه قابلیت اغواگری داشته باشه ( از این کلمه متنفرم )
از این جنبه ، ترکیبش با نارگیل احتمالا نتیجه رو برای تداعی کردن اون ظاهر غلط انداز تکمیل و باور پذیر میکنه
و زنبق ... داخل نت ها ذکر نشده اما کاملا مشهوده ...
برای من طلایی ترین بخش این کار اوپنینگش هستش

شاید اگر کمی مردونه تر میبود ،
تبدیل به یکی از انتخاب های همیشگی من میشد ...

ممنون از توجه شما -
21 تشکر شده توسط : عسل خلیلی مهریار
یک روز بارانی و مه آلود و یک دسته یاس باران زده
___
اقتصادی و با کیفیت و ارزشمند
پاک و معصوم و بدون شیطنت

ممنون از توجه شما -
13 تشکر شده توسط : عسل خلیلی مهریار
گزینه ای مناسب جهت قطع رابطه با افراد مبتلا به میگرن ...
6 تشکر شده توسط : عسل خلیلی مهریار
اگر B683 برادر Ganymede باشه
این عطر هم برادر Tilia میتونه باشه
اما اینجا خبری از شکوفه لیمو و همراهی یاس نیست
حتی خبری از اون فلز نقره ای تمیز و براق نیست
خبری هم از تغییر هویت زنانه به مردانه نیست
دشت سبز باران زده ی شرجی و آفتابی قبل از ظهر
و مملو از گل های زرد و هوای پاک بهاری رو تصور کنید
که از لحظه اسپری
شاهد انفجار یک رایحه زرد و خیس نا آشنا میشیم
که بلافاصله بعد از اولین عقب نشینی ،
روایح پودری ورود میکنن تا مسئولیت کاهش رطوبت عطر رو به عهده بگیرن
از این جنبه یک پارادوکس واضح در عطر برقراره
پارادوکس رایحه ی خیس و پودری
ما از روایح پودری انتظار پس زمینه ای خشک یا مخملی داریم
و از روایح خیس "عموما" انتظار پس زمینه ای دریایی و سیتروسی
اما در اینجا ، دو قطبِ نیازمند به پس زمینه
کودتایی برنامه ریزی شده رو تدارک دیدن
تا به ماهیت " متکی بودن " پشت کنن !
و حالا هردو ساختار به صورت مستقل در کنار هم قرار گرفتن
این بخش از عطر به عقیده من کاملا شخصیت
Hate or love
میتونه داشته باشه !
بعد از این پارادوکس عجیب ،
آکیگالاوود به عطر تزریق میشه و حالا:
یک گل زردِ له شده ی خیس و پودری و فلزی داریم ...
این ساختار شکنی های پی در پی
قاعدتا رای مثبتی رو از عمده جامعه دریافت نمیکنه
پرفورمنس کار فارغ از ساختار معتدل عطر قابل قبول هستش .
تقریبا هر چهار فصل پوشیدنیه
ولی اینکه بعد از پوشیدنش آیا بازخورد مثبت میبینید ؟
کاملا به طرف مقابل بستگی داره !

ممنون از توجه شما -
13 تشکر شده توسط : مهریار پرینکی هانی
شخصا با واژه " اغوا " یا " اغواگری " توی عطر مشکل دارم
با فرض لحاظ کردنش و نسبت دادنش به یک سری عطر ها
فارغ از شیمی یک سری مواد که میتونه در عمل محرک باشه
توی این عطر با مرحله " پسا اغوا " طرفیم
یعنی شما قبلا کار های اداری اولیه رو انجام دادی
الان در مرحله Pure Love قرار داری
در این صورت در تکمیل کاراکتر فعلی و القای حس امنیت و خلوص درونی میتونه مکمل و مفید باشه ...
بر خلاف کاراکتر اسپایسی و عناصر داخلی این عطر
پرفورمنس کار ، بوی وفاداری
و شخصیت کار ، بوی درونگرایی میده
چرا که سایرین رو چندان متوجه حضورش نمیکنه
و تمام این حضور رو تقدیم کسی میکنه که در فاصله نزدیک تری قرار گرفته
و در نهایت رایحه شخص مقابل رو در آغوش نمیکشه و این مسئولیت رو به دستان پر مهر شما میسپره ...

عطری که با کانسپت عشق طراحی شده

بیش از فریاد زدن ، به درک شدن احتیاج داره .


ممنون از توجه شما -
11 تشکر شده توسط : لوتوس مهریار
دنیایی رو تصور کنید که در اون
معیار فروش گل ، پلاسیده بودن
و معیار فروش میوه ، له شدگی و فساد و گندیدگی باشه
این دنیا اگر اسمی داشت اون اسم دنیای تخمیر بود
دنیایی که قواعدش در اون محصولات رو محکوم به نابودی میکنه تا از دل این نابودی محصولی با هدف مشخص خلق کنه
در اینجا ما شاهد کاراکتری از یک سیب با علائم گندیدگی و ترشی هستیم
که اگر واسش از معیار ها و استاندارد های یک سیب بگی احتمالا بزنه زیر گریه...
چون نه این دنیا و نه این گندیدگی و ساختار فعلی حاصل انتخاب اون نبوده
و هرچه که هست حاصل تصمیم میوه های قبل از خودش بوده
میوه هایی که احتمالا الان تبدیل به کود شدن ...
البته که روایح گلی به عنوان تراپیست حضور دارن تا حال نا مساعدش رو درمان یا حداقل دلجویی کنن
پس عطر i am trash یا من زباله هستم
تراژدی یک سیب معترض به قواعد دنیای پیرامونش هستش دنیایی که به اون نابودی رو تحمیل میکنه
دنیایی که اهداف ، مهم تر از وجودیت هاست
دنیایی که بقا مهم تر از ارزش هاست ...

از این جنبه این روز ها
احساس تراژدی یکسانی رو با این سیب دارم

با یک تفاوت ، ( ما زباله نیستیم ! )

دوستش ندارم اما برچسب بد بودن نمیزنم
چون انتخابش نبوده
29 تشکر شده توسط : مهریار 🍁Shahab🍁

تمامی خدمات این سایت، حسب مورد دارای مجوزهای لازم از مراجع مربوطه می باشند و فعالیت های این سایت تابع قوانین و مقررات جمهوری اسلامی ایران است.

هرگونه استفاده از مطالب این سایت بدون اجازه مدیران آن غیر مجاز بوده و تبعات آن بسته به نوع تخلف، متوجه افراد خاطی خواهد بود.

Iran flag  Copyright © 2026 Atrafshan