نظرات | کامبیز سخی
ترتیب نمایش
Dignified
لینک به نظر 2 خرداد 1405 تشکر پاسخ به ارژنگ بوترابی
بله ارژنگ عزیزم
درود بر تو :)
جناب حسام حماسه ساز ما ، که پزشکی ست که همچون نامش ، چون سامورائیان شمشیر میزند با قلم !
و این ، ابتدای راه اوست !
راهی طویل و خطیر پیش روی دارد !
و بی شک ، شمشیرها خواهد زد درین مسیر ، که مسیرِ عشقِ پرمخاطره ، مجنون میطلبد !
شرط اول قدم اش این است بقول پیر ما !
درونِ تاریکی ها ، هماره سو سوی نور ، چون ستارگان میدرخشند در آسمان هنر :)
آرزوی توفیق :)
34 تشکر شده توسط :          nazanin مرتضی ع
دوستان عزیزم درود
چند روز پیش خبر بدی شنیدم از مدیریت عزیزمان در خصوص این عطر !
فرمودند تولید این عطر متوقف شده است :(
البته حدس میزنم چرا !
کمی زبر و متخلخل است ، اوج و فرودش شتابزده است ، در "فورمولاسیون" میتوانست دقیقتر باشد !
لیک به سلیقه من ، رایحه ای بسیار زیبا دارد !
اولا یونی ست ، زنانه مطلق نیست ، مردانی شاعرپیشه با قلبی مهربان ، میتوانند در منزل بپوشند ، حتی توصیه میکنم این را !
من که بسیااار دوست اش دارم !
حال که تفسیر اش کردم ، خودتان متوجه خواهید شد و رای خواهید داد !

● عمان ، آمواج فِیت زنانه ♡ ۲۰۱۳ ، ادوپرفیوم
چایپر اورینتال فلورال ، گرم

چون تولیدش متوقف شده ، خیلی ریزبینانه تجزیه تحلیل و تفسیرش نمیکنم بلکه مختصر و مفید !
و اتفاقا خاطره ای ازین عطر ناز دارم که این عطر را بر حافظه من حک کرد :)

اولا این نکته را بگویم که سه نت روایح دودی و پچولی (بیشتر) و اوکموس (کمتر) در تمامی عمر رایحه عطر حضور دارند لیک با دوزهای مختلف در پله های مختلف عطر !
بنابرین شما رایحه ای خاکی دودی خزه ای را در تمامی رایحه حس خواهید کرد که برخی اوقات بازیگر اصلی اند و وسط صحنه مشغول رقص اند و گاهی در دور و اطراف صحنه مشغول دست زدن و تماشای رقص دگران اند ، لیک هماره در کادر دوربین دیده میشوند !

》پله نخست ، تاپ نت :
یک تاپ نت ادویه ای اسپایسی را حس میکنید با حضور دارچین و فلفل های سیاه و سرخ (چیلی) که برگاموتی قوی همراه با اوکالیپتوسی که خیلی عجولانه به سرعت می آید و مابقی وظیفه ی خنک کردنِ پله تاپ نت اسپایسی را تماماً به برگاموت میسپارد و میرود متعادلش میکنند به خنکی .
از سویی دود که بدلیل حضور برگاموت و اوکالیپتوس ، منتول و خنک و بخوری شده را حس خواهید کرد همراه با رایحه ای نسبتاً قوی از خاک (پچولی) و خنکای خزه ایِ اوکموس !
☆ پس تجمیع رایحه تاپ نت شد این :
رایحه ای اسپایسی دودی خاکی خزه ای یی که با برگاموت و اوکالیپتوس خنک و متعادل شده است !
زمان : خیلی طول نمیکشد ! حوالیِ ربع ساعت !

》پله دوم ♡ قلب :
خدای من ! عاشق این قلب اش هستم !
فلورالی با آرپژ نرگس !
تو گویی نرگس شیراز است ! عجب غلظت و عمقی دارد این نرگس ! گویی عطارش که نمیدانم کیست ، این نت را بیش از همه دوست دارد و حتما خاطره ای دارد در یک شب مهتابی با آسمانی ستاره باران ، که معشوقه اش غرق در گلهای نرگس بوده است ! شاید در شیراز ما !
رز سرخ بسیار لطیف ، که دقیقا مشخص است که رز سرخ است ! همراه با یاسی غلیظ ، نرگسی غلیظتر و گل لابدانیوم که رایحه ای امبری انیمالیک چوبی مشکی چرمی و خشک و شیرین دارد ! همراه با دودی گرم و غلیظ که پای از پله اول فراتر نهاده از قدرت ، ایضاً از بخوری ، به سمت گرم و خشک و غلیظ و فلورالی چرخیده !
پچولی و اوکموس هم کماکان هستند اما با وجودیکه نزدیک شده اند به پله اصلی خود (درای داون) لیک حتی از تاپ نتِ دور ، ضعیفتر شده اند ! چرا ؟
چون قدرت نت های فلورال شدیدتر است ، ورنه آنها با همان قدرت سابق حاضرند لیک به چشم نیایند !
☆ پس تجمیع رایحه قلب شد این :
قلبی گلگون (نرگس یاس لابدانیوم رزِسرخ) غلطان در ظرفی خاکی و خزه ای در کنار دود !
زمان : طولانی ، حوالی یکساعت .

》پله پایه ، درای داون :
اورینتالی صمغی وانیلی خاکی خزه ای چرمی دودی انیمالیک !
رایحه عطر در این پله میچرخد به سوی اورینتالی قوی و گرم ، با حضور :
الیبانوم (لوبان) یا همان کندر هندی که رایحه ای چوبی چرمی بخوری شیرین و عمیق !
وانیل ، پچولی و اوکموس که عاقبت به خانه رسیدند :) چرم و دود و کاستوریوم که ماده ای طبیعی از غدد سگ آبی ست و بعنوان یک رایحه انیمالیک و چرمی در عطرهای کلاسیک با تم چرمی استفاده میشود .
وانیل نیز از اواسط پله ، با کمرنگ شدنِ لوبان ، پررنگ میشود و مدتی حضور دارد .
تثبیت کننده عطر ، کاستوریوم است .
☆ پس تجمیع رایحه درای داون شد این :
رایحه ای اورینتال انیمالیک گرم و شیرین و چرمی دودی بخوری صمغی عمیق با حضور :
الیبانوم ، وانیل ، پچولی ، اوکموس ، کاستوریوم ، چرم و دود .
نرگس به سادگی خیال ترک رایحه عطر را ندارد حتی در درای داون !
نرگس هماره مرا بیاد حافظ اندازد ، خصوص اگر روایح بوزی نیز در عطر باشد :)
طرح جعبه اش را دیده اید ؟
بوی نسیم و میِ سحرگاهی حافظ می دهد !
زمان : طولانی مدت ، چندین ساعت !

》 دیگر چه مشخصاتی تحلیل کنم از این عطر ؟
توقف تولید شده !
پرفومنس و پوشش و فصل و زمان و مکان و فلاکون و ... ! کاربرد و فایده ای ندارد !
حیف باشد ، از رفتنِ همیشگیِ یک عطر ، دل ام میگیرد ، غمگین میشوم برایش ، خصوص اگر از معدود برندهایی چون آمواژ باشد که "عطر" میسازند :( حیف و دریغ :(
لیک تفسیر رایحه اش واجب بود و هست ، که باید در بایگانی اذهان ما باشد ، زیرا که بی شک این رایحه تکرار خواهد شد !
هر رایحه ای تکرار خواهد شد ، چه در برند مادر یا دیگر برندها !

پ ن : خاطره اش بر من
راستش همان موقعی که سمپلش رسید ، با دیدن جعبه ی سمپلش (که دقیقا همطرح جعبه صد میل اش است) دقایقی طولانی در حد یکساعت در فکر بودم !
دختری بود در کرمانشاه که بسیار مرا دوست داشت ، من مدام در حال فرار از دختران و زنان بوده ام در تمامی عمر ، این یکی زیباترین دختر کرمانشاه بود ، دقیقا همقد خودم بود ، نزدیک به ۲ متر ، کفش تخت میپوشید ورنه از من بلندتر میشد :)
پدرم بسیااار دوستش داشت ، یکسال بر مغز من کار کرد ، تمام دختران فامیل و دیگر را مردود میکرد بخاطر او ، به حق از زیبایی نمیتوانستم تماشایش کنم ، مرغ لاری بود :)
حیف شد ، این یکی را هنوز گاهگاهی در فکرش میروم !
سه سال خواستگاران بسیارش را رد کرده بود و من اصلا خبر نداشتم علاقه اش را !
سپس که فهمیدم با پدرم دیدار کرده بود و پدرم بهش قول داده بود و سه بار با دوستانش آمد فروشگاه ام (فروشگاه پوشاک بزرگی داشتم)
یک شیشه عطر هم برایش خریده بود ، شاید روزی داستان اش را تعریف کردم برایتان ذیل صفحه همان عطر ! آخر بار پیام داد از لج کامبیز با بدترین خواستگارم ازدواج خواهم کرد ، میگفتند مردی ثروتمند لیک بدون مو و کوتاه ، تا زیر شانه هایش ، چشمان بسیار ضعیف و ...
هربار بحث ازدواج میشد ، قلبم میگفت : نه !
پیغام فرستادم که اگر من احمق ام ، شما چرا باید خودت را تنبیه کنی به ازدواجی نادرست ؟؟
نمیدانم چه شد سرنوشت اش !
شاید روزی دانستم !
شاید روزی سرنوشت همه شان را دانستم !
کسی چه میداند :)
اما ماجرای این عطر :
چند روز برای کاری رفته بودم تهران ، یک عصر نزدیک به غروب ، یک سیگار فروشی خوب در ولیعصر شمالی بود ، روبرویش ایستاده بودم تا دوستم بیاید دنبال ام ، شیک پوشیده بودم و معطر !
یکهو دیدم : خدااای من ، این فرشته از کجای آسمان نازل شد یکهو ؟؟!
یکی از زیباترین زنانی بود که دیدم ، همقد خودم ( من در برابر زنان زیبای بلند هیچ مقاومت ندارم :) دست در دست مردی ، دقیقا به همان موصوف قبل !!
ای خدا ! حکایت سیب سرخ و ... !
یاد ماجرای خودم افتادم !
در دل گفتم : من باید به این زن تبریک بگویم ، تو ببین خدا چه کرده است ، تبارک اله احسن الخالقین !!
مرد را تماشا کردم ، دیدم از آنهایی نیست که درک این سخن داشته باشد ( در بسیاری از موارد ، وقتی به زنی تبریک گفته ام ، مردش قبل از خودش از من تشکر کرده ست ! هم فرهنگ میطلبد و هم ادراک و اشعار ! )
به خود گفتم : اگر اعتراض کرد عذرخواهی میکنم لیک اگر واکنشی تند نشان داد کتکی تمیز میزنمش :)) تا داغ دلم برود از آن ماجرا :)
ابعاد روانشناسی دارد که چرا باید مردی نگران شود از تعریف شنیدن از همسرش !
رفتم جلو ، اجازه گرفتم و گفتم ! که چقدر از دیدن آن زیبایی مسحور شده ام !
زن بسیار تشکر کرد با لبخند ، مرد با اخم مرا نگاه میکرد لیک هیچ نگفت !
خداحافظی کردم و چرخیدم که برگردم ، دیدم وااو ، چه بویی ، من اصلا حواس ام به بوی عطرش نبود چرا ، از بس مات و مبهوت شده بودم از دیدن آن زیبایی ، دوباره چرخیدم ( دیدم که مرد اینبار دیگر نگران شد :) بلافاصله گفتم :
بانوانِ زیباترین ، سلیقه ای زیباترین نیز دارند ، عطر شما شایسته شماست به حق ، چیست ؟
میشود لطفا به من هم معرفی اش کنید تا در خاطرم ماندگار شود ؟
با لبخندی عمیقتر گفت : بله ، با کمال میل .
و دست کرد در کیف اش و این عطر را با جعبه اش درآورد ، و بخاطریکه من تعجب نکنم که چرا عطر با جعبه اش هست ، بلافاصله گفت :
همین الان خریدیم و چند پاف زده ام تا به منزل که میرسیم شناخته باشیمش !
( عطر در قلب بود )
گفتم احتمالا چند دقیقه پیش اسپری کرده اید !
پرسید : از کجا فهمیدید ؟؟
گفتم : معمولا "قلب" ها پر از گل است ( و با گفتن این جمله اشاره به همسرش کردم لیک آن مرد اصلا نفهمید چه گفتم :)
سپس گفتم : عجب نرگس زیبایی دارد ، ایضا پچولی و اوکموسی باطراوت و نمناک !
و چه شبِ خاطره انگیزی ( اشاره به پکیج )
نفهمیدند ، لیک من فهمیدم که چون آن مرد نمی فهمد چه میگویم انقریب است که واکنش دهد و من نیز بپرم رویش :)
گفتم : دیدن شما افتخاری بود بانو ، دست دراز کرد ، دست دادم ، مرد هم دست دراز کرد با ناراحتی ، دست دادم و لبخند زدم و چرخیدم :)
تا دور شدند چند بار برگشت و لبخند میزد :)

این عطر در خاطرم ماند بخاطر طراحی جعبه اش و این ماجرا ، لیک فقط قلب فلورال دودی خاکی اش را بوییده بودم آن دقایق !

دوستان عزیزم
عطر اکنون پس از ۵ ساعت کامل در درای داونی صمغی دودیِ انیمالیک است !
البته قبول دارم که کمی با دیگر آمواژها توفیر دارد خصوص دیگر آمواژهای چانگ ایضا جدیدها !
دلائل دیگری نیز هست که توقف تولیدش را منطقی میکند ، خصوص پرفومنس اش که برای سال تولیدش و حتی اکنون ، کمی ضعیف مینماید !
اما باز هم میگویم : رایحه اش زیباست ! خصوص قلب اش که قلب مرا با خود بُرد و بیدل شدم :)
ارادت ها تقدیم به شما .
امیدوارم شبی آرام و زیبا را تجربه کرده باشید و جمعه ای زیباتر در انتظارتان باشد انشاله
⚘:)
40 تشکر شده توسط :          nazanin سورنا مقدم
Gold Fresh Couture
لینک به نظر 31 اردیبهشت 1405 تشکر پاسخ به Amelie
سرکار خانم معلم آملی زیبا ، با آن چشمانِ خندان ، که کمیاب اند :)
درودهای بسیار من تقدیم به شمای مهربان⚘
عرض میشود که نظرات دوستانمان را خواندم راجع به این نوع طراحی شیشه :)
اولاً خودم موافق شماها هستم :)
لیک یکی از جمیع فلسفه های این طراحی را خیلی دوست دارم ! میگوید :
وقتی عطر بزنید ، شسته میشوید از لکه هایی که روزانه بر شما نشسته اند ، پاک میشوید از بدیها ، عطر ما شما را تمیز و تمییز ( جدا از بدیها ) میکند !
و اما حُسنی دیگر :
این افشانه ، متفاوت است از دیگر !
عطر را همه جانبه و : تنظیم با موقعیت مد نظر شما میپاشد !
خیلی سال پیش در تهران ، یک شیشه را آزمایش کردم در فروشگاه :
افشانه اش قابل به تنظیم بود ، از پودر تا قطره !
هر جور دوست داشتید افشانه میکرد !
و چون من موافق قطره بودم ، دوست داشتم :)
من اصلا علاقمند به پودر کردنِ عطر نیستم !
هرچند که کلیه ی اطلاعات و مفاهیم اش را میدانم !
اگر عطری را دوست داشته باشم و افشانه اش عطر را بشدت پودر کند ، مایع اش را به شیشه تنظیم شده ی خودم منتقل میکنم :)
سلیقه و توقع ام از عطر ، این است ، میدانم ممکن است برخی دوستان ام مخالف باشند :)
من از نزدیک اسپری میکنم و عطر را بر خود میریزم ، البته بر پوست میپاشم !
افشانه هایی را که قطره پرتاب میکنند علاوه بر پودر ، دوست تر دارم :)
نمیدانم هنوز هم اینطور اند یا دیگر قابل به تنظیم نیستند و فقط پودر میپاشند همچون دیگر افشانه ها !
و اما خانم معلم زیبای ما ، که قلبی از طلا دارید و چشمانی الماسگون و خندان و تنی لطیف همچون همان گلهای سپیدی که تصویرشان را در عطرگرام نهاده بودید ، قول میدهم که این شیشه های عطرهای شما نیستند که شما را به وجد می آورند ، بلکه وقتی آنها شما را میبینند به وجد و سرور می آیند و جیغ شادی کِشند از دیدن و حس درونِ زیبا و معطر شما :)
همچون من ، و بی شک تعداد بسیاری از دوستانِ دقیق بینِ ما ، که از دیدن لبخند ناز شما بر لب و چشم ، ناخودآگاه لبخند بر لبان ما مینشیند :)
چرا نخری ازین شیشه ها ؟؟
شما که فلسفه اش را دوست دارید !
ضمنا ، مهم :
بر ما عطربازان ، اهم ، عطر است و رایحه اش !
فلاکون در رتبه بعدی قرار میگیرد !
اتفاقا شما باید این برند و این فلاکون را دوست ترین داشته باشید !
میدانید چرا ؟
چون همین کار را میکنید با فرزندان این سرزمین !
ایشان را نخست از بدیها و علفهای هرزه پاک میکنید و سپس بر این سرزمین پاک ، دانه های دانش میپاشید و سپس نهال مهر را باغبانی کنید تا درختی تنومند شوند همچون خود شما و همه ی دوستان ما درین خانه ، که همگی مدیون بزرگترین و مهمترین افراد زندگیمان یعنی معلمانمان هستیم !
و آنچه داریم از اندیشه و حتی مال دنیا ، از نعم کوشش ایشان است !
حتی معلم کلاس اول ۵ سالگی ام را هم دقیق به یاد دارم ، خانم شیردل ، که ما شیرده میگفتیم چون معنی شیردل نمیدانستیم اما معنی شیرده را بسیار دقیق بلد بودیم :)
توصیفشان را ذیل صفحه عطر جاست کال می مکسی نوشته ام ، اگر آدرسش را درست گفته باشم :)
با آن تبحر خاص و نبوغ گونه اش ، در کنترل ما پسران بازیگوش آن دوران :)
شماها ، در اذهان ما ، ماندگارید !!
همچون یک عطر بسیااار قوی و در نهایت زیبایی

ارادت های حقیر تقدیم شما باد
همراه با : ⚘🙋‍♂️
37 تشکر شده توسط :          nazanin میثم
X for Men
لینک به نظر 30 اردیبهشت 1405 تشکر پاسخ به Amir
امیر عزیزم درودها بر شما
سپاسگزارم بابت الطاف
برای عطرباز بودن ، اصلا لازم و حیاتی نیست که شخص بلد باشد یا بتواند نت های یک عطر را تفکیک ، تجزیه ، تحلیل ، تفسیر و شمارش کند !
فقط کافیست با بوئیدن یک عطر ، متوجه کیفیت نت ها و بالانس بودن عطر ، روان بودن عطر و قدرت و دانش و تبحر عطارش ، ایضا توانایی و سلیقه برند اش شود !
اصلا نیاز نیست و لازم نیست که برای لذت بردن از رایحه یک عطر ، شخص مجبور باشد نت بشمارد و تشخیص دهد !
فقط باید بینی اش حساس باشد تا حداقل بتواند عطر خوب را از بد ، و اصیل را از غیر اصیل تفکیک کند !
فقط باید سلیقه خویش را درست تشخیص و پیدا کرده باشد و بتواند بفهمد این عطر با سلیقه اش هماهنگی و همخوانی دارد یا نه !
حتی عطار و برند را هم دنبال نکند ، مهم نیست خیلی ! فقط از اطلاعات و حدسیات آتی ممکن است جا بماند ! ورنه شرط لازم و کافی نیست !
اما :
اما اگر علاقمند هستی :
یک عطاری ممتاز بیاب و صدها شیشه کوچک ، مثل شیشه های آمپول های پنی سیلین ( من اینکار را کردم و حتی بابتشان بیمار شدم ! لیک چندین هزار را شستشو و آماده کردم ، یک بار هم دستگیرم کردند که برای چه میخواهی :) یا هر چیز مشابه دیگری ، تهیه کن و از هر چیز یک گرم یا دو سه گرم نهایتا ، تهیه کن بر شیشه ها بریز و نام آنها بر شیشه بنویس و هر بار فقط یکی را جدا کن و چند روز آنقدر ببو در همه لحظات ( من با خود به دستشویی هم میبردم :) تا ملکه ذهن ات شود ، سپس دیگری !
به ۱۰ که رسیدند ، از کسی بخواه از تو امتحان بگیرد ، با چشمان بسته !
خیلی طول میکشد ، خیلی عشق خواهد !
لیک ، عشق تو را به هر کارِ بعید و حتی غیرممکن ، وادار و هدایت کند !
باید پای کار ، ایستادگی کنی و اواسط کار فرار نکنی :)
بسیاری از نت ها هم ، روزانه اطراف تو ، حتی نه مخفی که هویدا هستند !
لیک همه کس ، اطرافش را نمیبیند ، بلکه فقط نگاه کند و عبور کند !
چشمان شکارچی میخواهد !
عطربازی هم سخت است ، هم هنر میخواهد !
ورنه همه عطرباز بودند :)
موفق باشی امیر عزیز
40 تشکر شده توسط : فرهاد Telecaster
Purpose 50
لینک به نظر 29 اردیبهشت 1405 تشکر پاسخ به مرصاد کریمی
مرصاد عزیزم
درودها بر تو
بله ، کاملا متوجه فرمایش ات بودم ، من بجای ماه نوشتم سال ( راجع به ماجرای شما ) چون "سال ها" در ذهن ام بود راجع به موردی که میخواستم توضیح دهم :)
بله ، اصلا مگر پرپس ۵۰ چند وقت است که لانچ شده ست :))
حق با شماست !
و صحیح ، کمد روزی چند بار باز و بسته میشود ، و چون عطرهای ماندگار ، طولانی تر اند در زمان و مهمتر : سنگین تر اند در مولکول ، بیشتر میمانند در فضای بسته ، حتی اگر درب مدام باز و بسته شود !
حال اگر پیراهن ات را بیرون از کمد میگذاشتی ، یا تا کنون کلاً پریده و محو بود ، یا در قدرت ، بسیار ضعیفتر میبود از زمان درون کمد !
و چه درست گفتی راجع به نشستن مولکولهای یک عطر ، به لباس بغلی در کمد !
خودم بارها و بارها تجربه اش کرده ام :)
نیز : من معمولا هربار ، آنهایی را که خیلی دوست دارم ، حتما در آغوش میگیرم بجای دست دادن ، و محکم فشارشان میدهم بر قلب ام !
و بسیار پیش آمده که پس از خداحافظی تماس گرفته اند که : به به ، بوی عطرت چسبیده به لباس ما و دوباره یاد ات کردیم :)
من هم میگویم : عطر یعنی مِهر ! آن ، مُهر مِهر من است ، من میروم لیک مِهر ام همراه شما میماند ، چون من در قلب شمایم :)
آنها نیز میگویند : چه درست و راست گفتی :)

اتفاقا این عطر و دسیژن را خیلی دوست دارم تست کنم ، اینجا ندیده ام هنوز ، انشاله اگر قسمت ام باشد خواهم یافت و بوئید :)
کلاً آمواژ ها را بیش از مابقی دوست دارم :)
نه فقط بدلیل قدرت و پرفومنس !
از نظر من ، آمواژ از معدود برندهایی ست که "عطر" میسازد :)
به بسیاری از عطرهای امروزه ، نمیتوان و نباید گفت عطر !
تازه سااالها پیش ، غربی ها به عطرهای آن زمان میگفتند : آب خوشبو !!
بر شیشه ها همین مینویسند هنوز هم ! ( اُ دِ )
عطرهای آن دوران را میگفتند آب خوشبو !
عطرهای امروز را باید چه بنامند ؟؟!
شاید : هوامایعِ خوشبو یا نیم آبِ خوشبو :))
یا : خیلی آبِ خوشبو :))
یا : آخرِ آبِ خوشبو :))
ریز مولکولِ خوشبو ، یا شایدم آنقدر سنگین اند که تا میزنیم می افتند روی زمین :))
البته بیشتر : چرخه عطر ، فورمولاسیون ، کیفیت مواد خام و ترکیبات ، نظر عطار بر رقابت بر کیفیت و نه رقابت بر سود بیشتر ، هنر عطاری و نه صنعت ، قدرت ( تاثیر همه جانبه بر مخاطب ، نه از حیث پرفومنس ) ، زیبایی شناختی ، اصالت و وحدانیت ، بیشتر بر این موارد و دیگر موارد مشابه منظور دارم و نه پرفومنس بیشتر !
برخی برندها را که استفاده میکنی ، یک اثر هنری پوشیده ای !
درست مثل اینکه یک تابلوی زیبا و "پر مفهوم" همراه تو هست !
اصلا تو را هنرمند میکند ، و غیر این هم نیست !
چون انتخاب درست یک رایحه ، هنر است !!
سواد میخواهد ! اندیشه و تفکر و تجربه میطلبد
برخی عطور را که میپوشی :
خدا همراه و همقدم توست ، تمام !!
ارادت ها
⚘:)
28 تشکر شده توسط : حسین رفیعی Telecaster
دوستان عزیزم درود
تا حالا این سوال در ذهنتان شکل گرفته که :
فضانوردان چه عطری با خود میبرند ؟؟
پاسخ اش را میدانید ؟
پاسخ اش این است :
بردن هرگونه معطرات در فضا بشدت ممنوع است !
میدانید چرا ؟
چون ضعیفترینِ عطور ، آنجا از بین نمیرود و برای هزاران سال در ایستگاه فضایی باقی میماند !
مگر اینکه دستگاه های جاذب هوا ، مولکولهای عطر را فیلتر کنند !
که نمیکنند ! چون برای این مورد ساخته نشده اند ، چون عطر آنجا ممنوع است !
لیک برای لطافت و خوشبویی فضای درون ایستگاه ، از عطوری جامد و بسیار کوچک اندازه یک قرص با بویی ملایم استفاده کنند !
اسپری کردن عطر و اصلا همراه داشتن اش ممنوع است !
حال که بحث فضا شد :
هیچ میدانید فضا ( کائنات ) رایحه ای بسیار غلیظ و عجیب دارد ؟؟
فضانوردانی که از پیاده روی فضایی ، به درون ایستگاه باز میگردند ، به محض برداشتنِ کلاهشان ، با بویی بسیار عجیب مواجه میشوند ! لیک چون در فضا ، هوا ( هادی ) نیست و کلاً فضا عایق است ، چیزی در خودِ فضا حس نمیشود ، چه رایحه ، چه صوت ، چه ... !
جایی خواندم که قرار است ناسا ، در پروژه ای بزرگ و بسیار مهم ، رایحه ی فضا را بازسازی کند ، میبینید ؟؟
رایحه ، بسیااار اهمیت دارد !
حتی میتوانند بفهمند در دوردست ها چه خبر است !
چه شد که این نوشتم :
نظر دوستمان آقای کریمی را خواندم راجع به پرپس ۵۰ .
جایی گفته اند درب کمد را که باز میکنم ، رایحه سالها پیش هنوز واضح است !
جناب مرصاد عزیز ، درود ، این مورد ارتباطی با ماندگاری عطر ندارد !
هرچند که اینگونه مینماید !
هرچند که عطور ماندگار ، بیشتر در کمد میمانند !
اگر درب کمد ، زیاد باز و بسته نشود ، عطر شما مدت ها درونش حبس شود ! مثل فضا !
حتی اگر ضعیف باشد !
مادرم جعبه ای به من داد حاوی اولین لباسی که پوشیده بود بر من .
دربش را که باز کردم ، هنوز بوی پودر آنزمان و حتی بوی عطر آن روزگارِ مادرم ، که مرا در آغوش میگرفت ، بر آن محسوس بود !
رایحه ، درون جعبه محبوس بود !
هرچند که هوا میتواند در درون جعبه از درز آن به سختی مبادله شود !
چمدانهای قدیمی ، کمدهای قدیمی و هر مکعب قدیمی را اگر باز کنید ، رایحه ی آن زمان را که سااالهاست در آن محبوس هست را میتوانید ببوئید !
عطر ، مولکول است ، هرگز از بین نمیرود !
بخاطر همین است که جدیداً از برخی ترکیباتِ درون عطرها نگران شده اند !
چون هوای اطراف کره زمین ما ، همچون یک صندوق بزرگ "محبوس" است !
بخاطر همین است که هوای زمین گرمتر شده ست مدام !
نفت زیر زمین ، آمده روی زمین و شعله هایی روشن کرده ، درین فضای محبوس !
شما درون یک اطاق بسیار بزرگ ، اما کاملا محبوس ، یک شمع ، فقط یک شمع روشن کن !
از پسِ سالها ، کل فضای آن تالار را گرم میکند !
همان یک شعله شمع !
یا یک شیشه عطر در آن فضای بزرگ اسپری کنید ، آن رایحه هرگز از بین نرود !
حالا همین را تعمیم دهید به فضای درون کمد ها و چمدان های خودمان !
من لباسهایم را جمع کرده ام ، هر پیراهن را تا زده ام و در یک پلاستیک مخصوص خودش بسته بندی کرده ام ، درون یک چمدان بزرگ .
هر زمان که جایی دعوت شوم ، یکی را درمیآورم و میپوشم ، باورتان میشود که :
عطر بیست سال پیش من ، هنوز چون روز اولی که ساعاتی پوشیدمش ، هنوز بر آن است ؟؟
ماجرایش این است :)
ارادت ها
68 تشکر شده توسط : فرهاد Mostafa
آقای مرتضی عزیز
دوستان مطالبی را متذکر شده اند که اغلب آنها صحیح است .
حتی موردی که جناب رابعی نیا فرموده اند ، در عین حالیکه بسیار عجیب مینماید ، اما بارها تجربه شده است ، حتی برای تست های خودم !
در کشور ما اتفاقاتی می افتد در خصوص تقلب ، که به ذهن هیچ متخصصی در جهان نمیگنجد :)
حال :
ما به دو دلیل عطر میپوشیم :
- خوش آمد خودمان از رایحه .
- خوش آمد مخاطبانمان از رایحه .
در خصوص مورد اول ، ملاک مائیم !
پس اگر عطری در تست موفق نبود و نمره قبولی نگرفت ، مردود است !
بسیاری از عطور را ما برای خود میخریم برای استفاده در مکان ها و زمانهای مختلف ، لیک چون برای خوش آمد خودمان است ، زیاد بر پرفومنس توجه نکنیم !
اما در مورد دومین دلیل ، همه چیز معکوس میشود !
مثلا پرفومنس بسیار حائذ اهمیت میشود ، بازخورد مخاطبین اهم میشود ، لیک ما بر رایحه کربو شویم یا نه ، اهمیتی زیاد ندارد !
کربویی را که همه میشناسیم :
حس بویایی ما در مواجهه با روایح ، عمداً کربو میشود و رایحه را ندید میگیرد تا تمام دقت خود را صرف روایح ( خطرات ) جدید کند در پیرامون ما ! اصلا فلسفه بویایی همین است !
حال اینکه چرا برخی عطور اینگونه اند و برخی نه ، بماند که طولانیست !
لیک بدانیم : تمامی عطرها بر ما کربویی میسازند فقط درصدهای آنها کم و بیش است !
علت دیگر : عطور جدید همه سنتتیک اند !
پس کمتر از ۵۰٪ ما نسبت به آنها کاملا کربوئیم و بیش از ۵۰٪ ما حس میکنیم !
حتی برخی را در ابتدا اصلا نمیفهمیم اما به محض اینکه وارد پله دوم یا سوم میشوند ، بدلیل طول موج جدید مولکولهای آن ، در پله ی دیگر ، بر ما محسوس میشوند !
مثلا در بین عطرهای برند اسنتریک ، این اتفاق زیاد می افتد !
حال باید چه کنیم :
- در مورد اولین ، یعنی عطرهای خوش آمد خودمان ، اگر عطری رایحه اش حس نشد ، کلاً مردود است !
- اما در دومین مورد ، این ما نیستیم و حس بویایی ما نیست که باید نظر دهد ، بلکه "فقط" باید از دیگران بپرسیم !
یعنی از لحظه ای که عطر را میپوشیم باید از اطرافیان بپرسیم : آیا بوی عطر ما را حس میکنند و اگر بلی ، به چه میزان ؟
و در کل طول روز و حتی در مراجعت هم باید مجدد بپرسیم !
آنوقت میتوانیم نظری صحیح و کارشناسانه ( تجربه شده ) دهیم راجع به عطرمان !
اصلاً و ابداً به حس بویایی خودمان تکیه نکنیم درین مورد !
کافیست از ۱۰ نفر بپرسیم ، حضور و میزان قدرت رایحه را ، بلافاصله درصد حس و قدرت مشخص میشود !
مورد مهم : مطلبی را که مدیریت عزیزمان مطرح کردند مهم است ، ایضا مطلب پوریای عزیز !
بارها گفته ام :
هر وقت خواستید عطر بخرید ، ذره بین با خود ببرید و بین تمام صدها عطرهای اطرافتان ، که همه فیک و تقلبی است ، یک شیشه عطر اصل را بیابید :)
ذره بینِ کارآگاهی ، همان تجارب جمع ماست که درین خانه به هم هدیه میدهیم !
هرچند که اکنون کار از ذره بین به میکروسکوپ رسیده ست :)
نکته مهم : اگر عطری تنها با یک پاف تست بر شما یا دیگران ( به پرسش ) اثر نکرد ، چندین پاف یا بقول شما دوش گرفتن هم هیچ فایده ندارد !
فقط ضرر به اعصاب و جیب خود میزنید اینگونه ! عطر اصیل و خوب ( عطر به معنای عطر ! ) یک پاف اش باید کاملا کافی باشد برای تست !
پول به عطرهای آب محور ندهید !
پول به عطور ماهی ها ندهید !
پول به عطرهایی هم که در خانه میزنید و سپس سوپری سر کوچه زنگ میزند که : چه زدی ، بویش تا اینجا آمد ! هم اصلا ندهید که سم خالص است بر نابودی حس بویایی شما !
ما ایرانیان بر همه چیز افراط و تفریط داریم !
تعادل نمیشناسیم با تاسف !
برای هر چیز دنبال اتمی اش میگردیم !
میروید رستوران ، فلانی چنان عطر نیشی زده که سیر میشوید و خارج شوید !
فلانی میخواهد نزدیک به دوستش شود ، طرف باید ماسک بزند تا دچار سردرد نشود !
دیگری قصد دارد با وسایل تردد جمعی به مقصد برسد ، همگی باید دستمال بر بینی گیرند یا سرشان را از وسیله نقلیه بیرون کنند !
دیگری میرود بیمارستان قلب به عیادت ، همانطور که قدم میزند صدای بوق ها بلند شود و همگی پشتش سکته قلبی کنند !
از آنسو در برخی جمع ها و ادارات ، وارد که میشوی بوی تعریق زیر بغل و بدن ، همه را مست لایعقل کند !
دستشویی عمومی که روی ، باید با سبدهای چرخدار لبریز از یک دوجین مواد شوینده و ضد عفونی کننده و خوشبو کننده روی ورنه همانجا بیهوش شویم و با برانکارد خارج شویم !
در تاکسی ، بغل دستی از شما پرسد : نام عطرتان چیست ؟ شما گویید فلان ، و سپس میپرسید عطر شما چیست ؟؟ میگوید : هااان ؟؟
چنان تعریق بویی دهد که گویی عطر را اتر مینویسد !
برخی اصلا هنوز خبر ندارند که : عطرها فصل دارند ، زمان و مکان دارند :)
خلاصه که ماجراها داریم :))
اما :
روزی میرسد ، که از هر خانواده ایرانی ، حداقل یک نفرشان عضو عطرافشان است و مابقی را تدریس و مجرب میکند از خوشبویی و سپس : معطریت !
در این شک ندارم و چنین باد انشاله !
که اجالتا قریب به اتفاق میدانند : عطر یعنی مایعی خوشبو ، لیک فقط تا همین اندازه دانند !
معنی اش این است :
ما ، وظیفه بسیار داریم !
ارادت ها بر دوستان معطرم ، که بهترین های این سرزمین وسیع اند !
سرزمینی که ظروف عطردان هایش را از قبور شاهان و مردمان هزاران سال پیش خارج کرده اند !
⚘ :)
46 تشکر شده توسط : فرهاد Telecaster
دوست عزیزم درود بر شما
اولا شما خوب مینویسید ، این ، معنی دارد !
کمترین اش هوشیاری ست !
دوم اینکه نفهمیدم نام شما چیست ، که به آن نام خطاب کنم حضرتعالی را ، شاید به خط هندی باشد ، در غیر اینصورت سواد من کافی نیست به دانستن اش :)
موضوع مهم :
هر چه کردم بر این نظر ، نقدی ننویسم ، نشد !
دستم میلرزد ، لیک مینویسم به سعی :
آن شخص موصوف ، خود شما بوده اید !
آن شخص موضوف ، خود من بوده ام !
آن شخص موصوف ، خود خدا بوده است !
لیک :
اکنون گرفتار بوده است !
و چه باسلیقه بوده ، از عمق جان اش ، که بر این عطر ناب و خاص معطر بوده !
نشان میداده که "ضمیرش" چه بوده ، لیک گرفتار بی مهری های دنیا گشته و به این روز افتاده است !
تو خدا را نگاه کن :
که تو را متوجه چیزی کرد ( رایحه ) که دوستش داری !!
تا : رد او گیری و بیابی او را !
و : ببینی او را ، که او خود تویی و خود من است
نباید این بگویم لیک شاید زمانش الان است :
ساعت ۳ شبی زمستانی ، مردی را دیدم که کارتن خواب بود ، سردش بود ، کفش نداشت ، داشت راه میرفت و یک تکه نان میخورد !
پارک کردم ، پیاده شدم ، لباسهای اندک و پاره او را پوشیدم و لباسهای خود بر او پوشاندم ، دویدم سمت ماشین یک شیشه عطر داشتم در کیف ام که عطر مورد علاقه خودم بود در زمستان ، دادم و تاکید کردم : بزنی ها ! نفروشش !
مقداری هم پول که داشتم دادم .
گفتم برویم خانه حمام کن ، گفت نمی آیم ! گفتم باشد .
با پای برهنه درحالیکه میلرزیدم از سرما ، نشستم پشت ماشین و آمدم خانه !
دلم نمیخواست بیایم خانه ، دلم نمیخواست !
دلم میخواست با پای برهنه تا صبح راه بروم و بلرزم !
لیک از من ساخته نبود ، که من همچو او قدرت ندارم ، ضعیفم ، کم ام !
این را نگفتم که بگویم من خوب ام ، یا مهم ام ، که از من روسیاه تر نیست !
این گفتم تا : چشم سومی باز کنید بر اطرافتان !
و اطراف خویش نیکوتر ببینید !
تیک ، معانی ای دارد !
نشانه ی درد درون است ، نشانه "باختن" است بر درشتی های روزگار !
بر باختگان احترام کنیم که : بجای ما باختند !!
ارادت ها
36 تشکر شده توسط : عسل خلیلی فرهاد
Opus XV – King Blue
لینک به نظر 26 اردیبهشت 1405 تشکر پاسخ به کاید امیر
جناب کاید امیر عزیزم ، جوان رعنا که آرزوی پرواز داری :)
آری ، همین چند سال پیش اینگونه بود !
من اگر عطری را دوست داشتم ، حتما برای تست یک شیشه میخریدم ! چرا ؟
چون : تست صحیح ، یک سال کامل طول میکشد !
تازه چون مدام در سفر بودم ، حتما با خودم میبردم ببینم در شرایط مختلف چگونه عمل میکند !
سپس اگر قبول میشد و دوستش داشتم ، دو شیشه میخریدم ، یکی برای استفاده و یکی برای مجموعه ، بقول جناب هیچ !
جناب هیچ ، عرض درود و احترام
میبینی ؟؟ هیییچ برای ما نگذاشتند ! تو خود حدیث مفصل بخوان ازین مجمل !
کاید امیر عزیزم ، سمپل من نو است ، که دوست عزیزم بر من هدیه فرستاد ، فقط پک پاف از آن زده ام آنهم برای تقدیم رایحه اش به شما و خودم :)
با کمال میل ، و خوشحالی ، بر تو میفرستم تا تو نیز مشعوف این هدیه شوی و این هدیه برود به آسمانها !
همه میگویند هیییچ چیز را نمیتوان ازین دنیا با خود بُرد !
این جمله اشتباه ترین جمله ایست که شنیده ام ، کودک بودم که پدربزرگم رازش را گفت و تمام عمرم را تحقیق اش کردم ، که چقدر اشتباه بوده آن جمله و پدربزرگم درست میگفت !
درست این است :
چه میخواهی با خود ببری ؟؟
هر چه را میخواهی میتوانی !
کافیست : آن را ببخشی !
فامیلی پدربزرگم مرادی بود ، سخی لقبی بود که مردم شهر کرمانشاه بر وی داده بودند و سپس رئیس وقت ثبت احوال که از دوستان نزدیکش بود ، خودش سه جلد ( شناسنامه آن زمان ) را به این نام صادر کرده بود و آورده بود درب منزل !
وقتی از آنسو برگشتم ، سراسیمه و برای بار دوم هرآنچه داشتم را بخشیدم !
تازه برای خودم جهیزیه ی کامل خریده بودم :))
دو خانواده ای که آمده بودند ببرند ، دعوایشان شده بود :))
خلاصه که آدرس بفرست تا این رایحه را بهشتی کنیم و با خود ببریم اش :)
ارادت ها
56 تشکر شده توسط : عسل خلیلی فرهاد
X for Men
لینک به نظر 26 اردیبهشت 1405 تشکر پاسخ به میلادافشاری
میلاد افشاری عزیز
درود
کامنت و پرسش شما ، هم میتواند درست باشد و هم نادرست !
کلمه ی "یک شباهتی" ی شما ، کار را کمی دشوار میکند !
این دو کلمه یعنی شباهتی ریز و اندک ، که میتواند صحیح باشد !
اگر شما فرموده بودید : سمپل گری وتیور را تهیه کردم و دیدم یک شباهتی با ایکس دارد ! حتما پاسخ شما این بود :
سمپل شما اشتباه یا فیک است !
لیک معکوس اش ( یعنی موردی را که فرموده اید ) میتواند "اندکی" صحیح باشد ! اما :
درصد صحت اش ، به مراتب کمتر است از نادرستی اش ( یعنی امکان فیک یا اشتباه بودن سمپل ، بیشتر است )
بارها به دوستان ام توصیه اکید کرده ام :
از همه جا ، سمپل نگیرید !
اگر عطرافشان خودمان نداشت ، تماس بگیرید ، شاید امکان تهیه باشد !
اگر از عطرافشان تهیه کرده اید ، پس اصل بودنش قطعیت دارد و سپس مواردی دیگر مطرح میشوند که باید بررسی شوند !
و اما :
اول ، شباهت :
تنها شباهتشان این است که ، در درون ایکس ، گری وتیور هم هست لیک با دوز کم !
توجه کردید ؟
یعنی میتوانید در درون ایکس ، حضور گری وتیور را هم تشخیص دهید اگر "ریزبین" باشید !
دوم ، اختلاف :
این یکی ، بسیار است !!
یعنی هرگز نمیتوانید ایکس را درون گری وتیور تشخیص دهید !
این دو عطر ، تفاوت های بسیار دارند !
نتیجه :
امکان اشتباه یا فیک بودن سمپل شما ، بیشتر است از صحت اش !
تفاوت این دو عطر ، چشمگیرتر است ، حتی برای آماتورها ، شما که بی شک بارها خبره تر از ایشان اید .
ابتدائاً از صحت سمپل خویش و اطمینان از جابجا نشدن با سمپلی دیگر در مبداء ، ایضا سلامت اش اطمینان حاصل کنید .
سپس به مبحث فیک ورود کنید .
البته ، پیشنهاد :
حتما ، با عطرباز خبره ی دیگری ، که او نیز بر هر دو عطر اشراف کامل دارد ، مشورت و سپس تست دوباره کنید !
عوامل های دیگری نیز ممکن است محتمل باشند !
اگر ایشان نیز همنظر با شما بود ، آنوقت پروسه فوق را شروع و انجام دهید !
موفق باشید :)
35 تشکر شده توسط : فرهاد Telecaster

تمامی خدمات این سایت، حسب مورد دارای مجوزهای لازم از مراجع مربوطه می باشند و فعالیت های این سایت تابع قوانین و مقررات جمهوری اسلامی ایران است.

هرگونه استفاده از مطالب این سایت بدون اجازه مدیران آن غیر مجاز بوده و تبعات آن بسته به نوع تخلف، متوجه افراد خاطی خواهد بود.

Iran flag  Copyright © 2026 Atrafshan