ملوس به معناي واقعي. خيلي دوسش دارم. رزي كه گلاب نيست. نرمه و براي ديوانه كننده تر شدن ، سوار نسيم شيطون و نافذ نارنگي و هلو و زردآلو شده. براي بهار و تابستون و استفاده روزانه خيلي ميپسندمش.
عصر يه روز باروني خنك داريد قدم ميزنيد و از كنار بوته هاي رز رد ميشيد. همون حال و هوا دقيقا 👌🏻
آكوردهاش ، همبستگي و هارموني بجايي دارن. اگر روي لباس و پوست تميز اسپري بشه، موندگاري و سياژ معقولي هم داره با توجه خنك بودنش.
البته كه الان قيمتش واقعا سرسام آور شده. بين دوپليكيتهايي كه ازش ديدم، توليد شركت ژكساف (بلومينگ بيوتي ٢٠ ميل) رو از بقيه بيشتر بهش نزديك ديدم.
وقت بخیر
تبلیغ زیادی برای این عطر کردن ، و روی عطارش هم خیلی مانور دادن .
نمیخوام بگم عطر بدیه ، اما رایحهی خاصی نداره و این سالها خیلی تکرار شده ، کیفیت عجیب غریبی هم نداره و همچنین پرفورمنس هم در حدی که میگن نیست.
رایحهش : از ابتدا تا انتهای حضور پر قدرت میخک و دارچینه ، از طرفی تغییر نت آنچنانی هم نداره و در انتها هم همین دوتا حس میشن ، اما ضعیف تر .
وقتی اسپری میشه دارچین در کنار میخک پراکنش زیادی داره و بینی رو می سوزونن . اگه بیشتر دقت بشه بوی آلو ( یا آلبالو ، که حالتی مصنوعی داره شبیه یخمک آلبالویی های قدیم ) هم احساس میشه که همه اینها انگار در یک بستر کرمی هستن .
تقریبا یونیسک.س هست ، ولی میخک شدیدش استفادشو سخت میکنه برای یک خانم .
برای من کمی یادآور فرانک بوکلت توباکو بود ، بخاطر میخک بولدی که داره .
همچنین حالت دارچینی آلبالوییش فضای آنجلز شر و اون سبک ها رو یادآور میشه .
در آخر هم وقتی به بیس میرسه روی پوست بویی شبیه ویکس داره ، که اون هم بخاطر میخک و ادویه هاست .
پرفورمنسش هم بهتر از متوسطه و اونقدر بالا به حساب نمیاد .
چیزی حدود یک ساعت و نیم پخش تا فاصله ۱ تا ۱.۵ متری میده و نهایتا هم اسکین سنت .
مورد پسند من نبود رایحه ش ، و از طرفی اون کیفیتی که میگفتن رو نداشت و فقط پلاکارد کوئینتین بیش رو گرفتن جلوش که پز بدن .
اگه این سبک روایح رو دوست دارید تستش کنید ، با علم به اینکه قرار نیست چشماتون رو گرد کنه .
جیو پروفومو شبیه صدای موجی ست که سالها بعد هم در اذهان طنین انداز است؛ عطری که با اولین پاف، خنکای دریا و تلخی نجیب ترنج را روی پوست زنده میکند و کمکم با دود عمیق بخور و اغواگریِ نعناع یِ هندی، چهرهای کاریزماتیک و مردانه به خود میگیرد.
پروفومو همیشه فراتر از یک عطر روزمره بود! ترکیبی از وقار، قدرت و آرامشی که کمتر عطری خنک توانسته چنین بینقص کنار هم بنشاند. کیفیت بالای پخش و ماندگاری اش، در کنار هارمونی استادانه نتها باعث شد سالها به یکی از محبوبترین نسخههای خانواده جیو تبدیل شود. برای تبدیل شدنش به افسانه تنها یک عمل نیاز بود و آن هم انجام شد!
Some things are more precious
...because they dont last forever
So, Dont cry because its over! smile because it happened :)
درود
کاری که نپسندیدم اما ایرادی نمی تونم بهش بگیرم
سرجف د دان عطری استخون دار کاریزماتیک و پرقدرت هست
برند سرجف و آقای موریس به نظرم پروردگاران کار کردن نت تنباکو و مشتقات تنباکو هستن رایحه باروتی تنباکویی این کار هم به شکل منحصر به فردی زیباست
نت ها به شکل شفاف کار شدن و عطار تونسته اون تصویر سینمایی مافیایی رو به شکل کامل به نمایش دربیاره
نه کار روزمره نه مناسب دیت نه حتی میشه گفت کار فصلی هست این کار برای جای های خاص که از پوشش تا میمیک صورت باید جدی و متعهد باشه استفاده میشه تا حتی رایحه شما هم بیانگر از شخصیت منسجم و بدون شوخی شما باشه جا هایی مثل قرار های کاری جلسات مهم مدیریتی و کلا بیشتر جنبه کلکسیونی داره
نیازی به اور پاف نداره چون ممکنه اذیت کننده هم برای شما و هم دیگران بشه
مناسب سنین بالای ۳۵ ۴۰ میبینم این کار رو، متاسفانه بدرد من نخورد شاید برای استفاده از این کار زیادی جوان هستم به هر حال امیدوارم در اولین بهار ۴۰ سالگی به شرط اینکه دیسکانت نشده باشه دوباره باهم ملاقات کنیم
تنفرم از ادکلن های دریایی حد و مرز نداره اینم نمونه ی دیگش
شرح رایحه؛ آب دریا + شامپو تخم مرغی
به عنوان کسی که شمالیم و عاشق کوه و جنگلش هستم به همون اندازه از دریاش متنفرم، ترجیح میدم بین درخت های نارنگی و پرتغال یا بین شکوفه های بهار نارنج قدم بزنم تا ساحل ، بوی ناخوشایند آب دریا ، جلبک ها و خزه ها روی سنگ ها غیر قابل تحملن برام ، تنها چیزی که از بچگی ساحل شمال برام قابل تحمل میکرد جمع کردن شاخ و برگای درختای کاج و سوزوندنشون بود که بوی کاج سوخته موقع غروب باعث میشد نسیم و بوی دریا به مشامم نخوره ، سلیقه ها خیلی فرق دارن انگار هرکاری میکنم ذره ای به ادکلنای دریایی علاقه مند بشم نمیشه.
من این عطر رو از اینجا نخریدم و 1-2 سال پیش از مغازه خریدم...
اولین بار که این عطر رو توی مغازه تست کردم به قدری دیوونه و مست بوش شدم که چشام رو بستم و برای لحظاتی از مغازه خارج شدم...
فروشنده یه بسته کاملاً پلمپ به من داد که جعبه و بسته بندیش کاملاً حس لوکس بودن رو به شما میده و جعبه طوریه که انگار یک جواهر یا الماس داخلش قرار داده شده...
روی جعبه Made in Italy تایپ شده...
همون شب پشیمون شدم که چرا 2تا نخریدم...
الانم بسیار کمیابه و گیر نمیاد... فکر کنم آخرش باید از خارج بگیرم...
**اینو بگم که اگر سیگاری هستین این عطر به دردتون نمیخوره چون بوی تندی نداره و پخش بوش اونقدر بالا نیست...
نقطه قوت این عطر رایحه خاصشه که فقط کسی که نزدیکتون باشه با تمام وجود حسش می کنه...
بین خانوم های ژان پل گوتیه بنظرم کلاسیک از همش جذاب تر و خوشبو تره بعید میدونم کسی باشه که ازین عطر خوشش نیاد خیلی همه پسنده ولی چیز عجیبی هم نیست جوریه انگار قبلا بو کردین بوی غیر اشنا نداره سیلاژ ملایم داره پخش انفجاری نداره ولی قشنگ همه حس میکنن بنظرم رایحه میوه و گل خیلی خوب ترکیب شده ولی باز گل بهتر حس میشه شیرینه ولی نه دل زننده چهارفصله طبع معتدل داره برای تابستون هم اوکیه ولی بنظرم فصل اصلیش بهاره بخوام توصیف کنم بیشتر چه بویی حس میشه ترکیبی از مشک ترنج بنفشه شکوفه پرتقال و کمی هم رز.
وقتی نمیدونم با استایلم چی ست کنم کلاسیک ژان پل گوتیه اولین چیزیه که به ذهنم میرسه مثل دونا کاملا جنبه عطر امضا شدن در هرجایی داره
بوی شیرین داره تقریباً ولی انتهای نت بوی تلخی الدهیدی حس میشه نه طبیعی بنظرم اهن و میوه هست که بد نیست اما یه تیزی عجیب داره پسند خیلی ها نیستش به هیچ عنوان بلایند بای نکنید حتی اگرم خوشتون بیاد شاید انتخابتون برای خودتون بعنوان عطر نباشه. من این عطرو خیلی دوست دارم نمیدونم بخاطر خود گاگا هست یا نه ولی واقعا انرژی خوده لیدی گاگا داره کاملا وایب البوم فیم مانستر☺️ البته برخی سر درد میگیرن با این عطر
من تمام عطرهای بریتنی دوست دارم واقعا هم خودش شاهکار هست هم عطراش:) بین تمام فانتزی ها سانست فانتزی بیشتر مورد علاقه منه بنظرم شدت شیرینی و «فانتزی» بودن این نسخه نسبت به بقیه کمتره همچنان بیشتر بوی میوه ای داره ولی بعد چندساعت بوی گل بیشتر میشه و بخاطر نت خامه لطیف و مقداری پودری شده کاملا چهارفصله گزینه خوبی هم برای تابستون هست. نمیدونم سانست هنوز تولید میشه یا نه ولی کلا از همون اول کمیاب بود نسخه فیک هم تو بازار زیاد داره. ولی نسخه های شرکتی و اسانسی این عطر خوب تولید شده میتونید بنظرم استفاده مشابه اورجینال داشته باشین.
واقعا این عطر سلیقه من نیست عطر خیلی خنکیه سیلاژ جالبی هم نداره باتلش جذابه اما راجب رایحه. یه بوی اسانسی میوه ای یذره گلی که بیشتر بوی شربت میده توضیح دوستمون که گفتن بوی عطر نمیده واقعا همینه انگار یه اسانس مصنوعی خوشبو کننده هوا هست میگذره هم بوش بهتر نمیشه خیلی هم سر دردیه احساس میکنم مواد با کیفیتی برای ساخت این عطر استفاده نشد یا نت ها واقعا هماهنگی خوبی با هم نداشتن.
در کوچههای پسزننده ی شهر لذت، جایی که قانون نداشت و هر کس به اندازهی زخمهایش خوشحال بود، سوراخی بود به اسم کارگاهِ هدونیسم. زیرزمینی که در آن به جای نان، «احساس» میپختند. صاحبش، دکتر کاس، شیمیدانی دیوانه بود که معتقد بود «بو، سریعترین راه برای رسیدن به ته خطِ لذته».
شخصیت ما، لِیت، یک «بوکش» حرفهای بود. کسی که بوها را طوری میفهمید که دیگران نمیفهمیدند. یک شب، جعبهای برایش آوردند. رویش نوشته بود: «اگر جرات داری، جامپ آپ...». دکتر کاس گفت: «آخرین ساختهام. اگه نتونی تحملش کنی، مغزت از لذت منفجر میشه.» لیت پوزخندی زد و تفنگش را زمین گذاشت. «من فقط یک بار زندگی میکنم، دکتر.»
فصل اول: هشدار گیلاسِ سیاه
نت های ابتدایی (گیلاس سیاه، برگ بو، مرکبات، ترنج، چای ماته، نرولی)
اسپری که زد، اولش مثل یک شوک بود: گیلاس سیاه با آن شیرینیِ عمیق و مسمومش، مثل شرابِ ممنوعه، یک لحظه لیت را برد به خاطراتِ یک رقصِ شبانه با کسی که حالا مرده بود. اما چای ماته با تلخیِ سبزش هشدار داد: «هوشیار باش پسر... این لذت به زودی گازت میگیره.» مرکبات و ترنج مثل زخمی که نمک میپاشند، تمام لذتهای زودگذر گذشته را مقابل چشمش آوردند.
دکتر کاس زمزمه کرد: «این فقط اولشه... برگ وِی (همون برگ بو) داره میاد.»
فصل دوم: تنباکوی دودزده و کوکائینِ رؤیاها
نت های میانی (تنباکو، یاس، ریشه زنبق، پاپیروس، افسنطین، برگ کوکا)
کارگاه تاریک شد. لیت حس کرد زمین زیر پایش گِل است. بوی تنباکوی دودی مثل دستِ دودی از میان دود سیگار کسی را نشانش داد که عاشقش بود ولی از دستش داده بود . یاس و ریشه زنبق، رایحهی پودری و تقریبا جنسی میدادند که لیت را یاد بدنِ گرم کسی انداخت که هیچوقت به اندازهی کافی در آغوشش نگرفته بود.
اما اینجا بود که عطر دیوانه شد. ترکیبِ ممنوعه ی افسنطین (همون مادهی موجود در مشروب ابسنت) و برگ کوکا وارد عمل شد. بویی که مستقیما به مغز لیت خورد؛ انگار تمام لذتهای حرام دنیا یکجا در بینیاش جمع شده بود. پاپیروسِ خشک، بوی طومارهای کهن میداد؛ طومارهایی که نفرین شده بودند. لیت فریاد زد: «این عطر نیست دکتر! این... آخرین رقص منه!»
دکتر کاس با خنده گفت: «خوش اومدی به سرزمین لذت، لیت. اینجا قراره مُردن رو فراموش کنی... با هر پاف.»
فصل سوم: کهربای لجنزار و چرمِ مهارشده
نت های پایه (کهربا، چرم، لابدانوم، تونکا، وانیل)
در اوج مستی، رایحهی کهربا و لابدانوم (صمغی که بوی تلخ و چسبناک کهربا میدهد) آمد. بوی خزههای لجنزارِ شمال شهر را میداد؛ جایی که اجساد گمشدهها را پیدا میکردند. چرمِ دودی میخواست لیت را در خودش بپیچد، اما ریشه زنبق، این بار مثل یک افسار، لیت را از فرو رفتن کامل در تاریکی نجات داد.
وانیل و تونکا آمدند تا زهر را شیرین کنند. انگار دنیا داشت وارونه میشد. لیت که دیگر قدرت حرف زدن نداشت، روی زمین افتاد. اما لبخند میزد. برای اولین بار در زندگیاش، لذت را «حس» کرده بود، نه اینکه فقط «فرار» از درد باشد.
پایان: صبحِ روز بعد
وقتی صبح شد، کارگاه خالی بود. فقط بوی عطر روی تن لیت مانده بود: بوی خاک، عرق، شکلاتِ تلخ و تنباکو. دکتر کاس رفته بود. ولی روی میز، یک یادداشت گذاشته بود:
«اگر داری این رو میخونی، یعنی زنده موندی. حالا برو و از اینکه زندهای لذت ببر. هدونیسم فقط مال من نبود... مال همهی کسایی بود که جرئت بو کشیدنِ "بیش از حد" رو داشتن.»
لیت از جاش بلند شد. حس میکرد دوباره متولد شده. رفت جلوی آینه... اما صورت خودش را ندید. فقط یک بطری خالی عطر را دید که روی طاقچه افتاده بود. او دیگر لیت نبود. او خودِ «لذت» شده بود...
نکته فنی: این عطر در سال ۲۰۲۱ توسط جولی پلوچت ساخته شده و غلظت ۲۵ درصد (Extrait de Parfum) دارد . داستان بر اساس نتهای مستند، از جمله استفاده از متریالهای ممنوعهای مثل برگ کوکا و افسنطین که در مستندات رسمی برند به آنها اشاره شده، نوشته شده است .
عطر BDK Parfums - 312 Saint Honore جزو اون دسته از عطرهای نیش و زنانه هستش که مقدار بیشتری از مواد طبیعی رو در هرم بویایی عطر استفاده کرده بخاطر همین رایحه طبیعی و با ماندگاری متوسط رو شاهدیم
شروع عطر با رایحه فلفل صورتی تند و فرش رو ابتدا ایجاد میکنه یه حالت که انگار پوست یه میوه سفت کال و کمی شیرین رو با فلفل سیاه و کمی ادویه ، ولی این رایحه چیه ؟؟؟ آنجلیکا ، رایحه گیاهی سبز و تند داره و کنار فلفل صورتی یه حس فرش و گلی ملایم خفیف و معطر به خودش گرفته و مخلوط شده بخاطر گذرا بودن این بخش رایحه تلاش کردم بیشتر درکش کنم ولی از اونجایی که با هرم دوم عطر در ارتباط هستش سعی داره که باز شدن هرم دوم رو جذابتر جلوه بدهد رایحه فلفل صورتی در این بخش میشه ترکیبی از برش پوست یک میوه سفت و کال و کمی شیرین و فلفلی و فرش ملایم مانند گلی رو ایجاد میکنه که این رایحه در اکثر عطرها نیش وجود داره .
رایحه هرم دوم رایحه پودری از زنبق ( ترکیب ambrostar و زنبق = ساخت رایحه پودری مانند اینطور فرض کنید ambrostar نقش چوب صندل رو بازی میکنه ) و خود زنبق شیرین و گلهای سفید و شکوفه پرتقال هستش و ترکیبی از شیرینی گرم و عمیق تر از تونکا هر چند این ترکیبات اعلام شده در هرم دوم وجود دارن ولی همه اینها در بستری از مشک سفید و آمبروکسان هستش و این رایحه برای بعضی بینیها یاد آور صابون لوکس یا لوازم آرایشی برند و گران قیمت هستش ولی اصلا نگران نباشید چون بعد استشمام مرز دقیقی بین این دو حس وجود دارد ؛ مرزی بین عطر و محصولات پودری و صابون مانند . این رایحه عطری لوکس و زیبایی از مشک را به نمایش میگذارد.
مشک سفید رایحه گرم و کمی پودری که با زنبق و گل پرتقال ترکیب شده و رایحه لوکس و گران قیمت به عطر داده رایحه صابونی نیست هر چند برای بعضی ها شاید یاد آور رایحه صابونی و تمیز باشد ولی نه از جنس صابون ارزان قیمت، خود مشک سفید رایحه زیبا دارد که وجه تمایز این دو نوع مشک خواهد بود .
آمبروکسان رایحه امبری و و خیلی کم رایحه خاکی مانند رو ایجاد میکنه به تنهای و کنار مشک تقریبا حرکت میکنه و ماندگاری مشک و حس امبری رو تقویت و عمق میبخشه ، اگه آمبروکسان و عود تایلندی نبود مطمئنا رایحه عطر شبیه یک صابون لوکس بود ، ولی حضور این دو نت نه تنها وجه تمایز بلکه رایحه رو لوکس تر و خوشبو تر کردن
رایحه پایانی و بیس نت ها
عود تایلندی و آمبروکسان و امبراستار و مشک سفید
رفته رفته رایحه گلی کم میشه و در بیس نت عطر شاهد اضافه شدن رایحه عود تایلندی با حس چوبی خشک و گرم و مقداری جنگی ، و امبرستار که کمی حس کهربایی شیرین و گرم ایجاد کرده در مورد آمبروکسان و مشک سفید هم توضیح دادم قسمت بالا نیازی به اضافه گویی نمیبینم ولی اگه آمبروکسان و مشک سفید نبود ماندگاری عطر خیلی پایین می آمد این ترکیب بیس نت یه ویژگی خاص و مهم داره که در هر پوستی اسپری بشه خوب مچ میشه چون رایحه به نوعی تداعی کننده رایحه گرم پوست هستش .
در بین عطرهای نیش عطری سبک و با کیفیت بسیار بالا
عطری عمیق و خاص
ماندگاری متوسط ( بخاطر استفاده از مواد طبیعی و کمتر سنتیک )
پخش متوسط به بالا
رایحه چهار فصل (بجز روز های خیلی سرد زمستان و روزهای خیلی گرم تابستان )
رسمی و کژوال میشه پوشید .
این رایحه رو تو هیچ عطری تا بحال استشمام نکرده بودم و برام تازگی داشت فک نکنم تو بین عطرهای که تست کرده باشید همچین رایحه ای رو تست داشته باشید چون رایحه تکراری نیست .
خوب شد اشاره به ایتالیا کردی یه نکته بگم تلفظ صحیحش گرن بالو نیس که تو ایران بابه، گِرَن بَلّو (ل رو با تشدید باید بگی) میشه یعنی رقص مهم ، صفت تو ایتالیایی خیلی وقت ها پشت کلمه قرار میگیره، درستش این بود اسمش میشد ballo grande ولی اون صفته اومد قبل از اسم که به جای اینکه معنی بزرگ به عنوان سایز بده ،معنی بزرگ به معنی مهم بودن بده. اون e ته گرنده هم برای این حذف شد که جای حرف تعریف اومده. یعنی خواستم بگم این مراسم میلانیزه اسمشم تریک و داستان داره ، تازشم این مراسم بیشتر از این که یادآور فیری تیل باشه اتفاقا برعکس تم مراسم پذیرش انقلاب صنعتی و دست آوردش بوده. کلا داستان جالبی داره
یاتاقان، عطرِ قشونِ عباس میرزاست؛ روایتِ لشکری که شکستِ محتومش نه از ترس و اهمال، که از صعوبتِ جبری تاریخی بود. یاتاقان، رایحه سربازانی است که با وجود اشراف بر احتضارِ خویش در انتهای بازی، رقصکنان مرگ را به سخره میگیرند؛ همچون قامتهای استوار در سکانسِ «رقص مرگِ» برگمان. بوی آن ثانیههای واپسین که سرباز، با جراحاتی عمیق از سوزِ قفقاز و داغِ گلوله، با آخرین رمقِ نفسهایش زیر لب مویه میکند: گرجستانم را پس بده...
پرده اول: بادِ شوم
آغاز عطر، هجومِ تند و تیزِ درمنه و کاج است؛ پیچیدنِ بادِ سردِ قفقاز، لابلای گیاهان وحشی و رسیدنِ خبرِ شومِ پیشرویِ خصم. شروعی به طعمِ تلخ و گزنده استیصال و نخستین عقبنشینی در خاکِ خودی.
پرده دوم: پایداری در مِحنت
سپس نوبت به ظهورِ چوب و پچولی میرسد؛ گویی چکمههای کهنه در گلولایِ کنارهی رودِ ارس جا ماندهاند و سربازانی از پا درآمده از گرسنگی و سرما، هنوز ایستادهاند. بویی خاکی و سنگین که نشان از پایداری در اوجِ محنت دارد؛ بوی ریشههایی که نمیخواهند کنده شوند.
پرده سوم: زخمی به ژرفای تاریخ
اما در فرودِ ماجرا، جایی که بوی چرم و کاستوریوم با هاله بخور در میآمیزد، جادویِ اصلی رخ میدهد. این دیگر عطر نیست؛ بوی زینِ چرمیِ اسبهای خسته است، بوی باروتِ سوخته و عرقِ تنِ سرداری که تا آخرین قطرهی خون، شرافتش پاس داشت. یاتاقان اینجا دیگر یک رایحه نیست، زخمی است به ژرفای تاریخ بر تنِ جریدهی روزگار.
پایانبندی: اعتیاد به شکوه
این بوی شکست و خون، بهطرز عجیبی اعتیادآور است. نتهای حیوانیاش با غرایزِ ازلی بازی میکنند و به مغز، فرمانِ صلابت میدهند. این اعتیاد از جنسِ نشئگی نیست؛ از جنسِ بازگشت به خویشتن و یافتنِ هویتی گمشده است.
اگر به این تلخیِ وحشی خو بگیرید، عطرهای شیرین و خنکِ امروزی برایتان عبث و فانتزی جلوه میکنند. نمیتوان جای خالیِ یک حماسه را با یک قصهی کودکانه پر کرد. بینیِ شما بعد از یاتاقان، دیگر تشنهی پیچیدگیهای تند و تلخ است.
یاتاقان متعلق به کسی است که میخواهد حتی در حضیضِ شکست نیز، بوی شکوه و ایستادگی بدهد. کسی که با صدایِ نامجو، در افقِ لرزانِ فیلم «مهر هفتم»، به سوی سرنوشت میرقصد و هنوز زمزمه میکند: «گلستانم را پس بده...»
«هیپنوتیک پویزن، تداعیگر سیب سرخِ ممنوعه و زهرآگینِ داستان سفیدبرفی ست ، همان میوهی اغواگری که مقاومت در برابر نخوردنش سخت بود. شاید هم سیب آدم و حوا در باغ عدن! فریبت میدهد، وسوسه ات میکند تا نزدیک شوی و بعد، آرام آرام هیپنوتیزمت میکند.
این عطر جمع اضداد است جایی که معصومیت و اغواگری، لذت و خطر ، تلخی و شیرینی توأمان در هم تنیده شده اند! مانند دختر جذاب ولی خطرناکی ست که چون شیفته و فریفته ی زیبایی اش شدی خطر را به جان خریدی و چشمت را روی بدی ها و کاستی هایش بستی»
در اوپنینگ، رایحهی نارگیل به صورت تازه یا شبیه به آب نارگیل به مشام نمیرسد ، بلکه بیشتر حالوهوای پودر نارگیل خشک را دارد. در ادامه وانیل به صورت نرم و پودری در بستری بادامی به مشام میرسد. بادام ، شیرینی وانیل و نارگیل را تعدیل و رگه هایی از تلخی ملایم ایجاد کرده. یاس و چوب اما دور ایستاده اند و نقش پررنگی ندارند صرفا هاله ی ملایمی در بیس کار برای ایجاد عمق بیشتر هستند. بطور کلی از ابتدا تا انتها سه نت اصلی دوشادوش هم نقش افرینی و شامه نوازی میکنند یعنی نارگیل ، وانیل و بادام. با اینکه رایحه خطی نیست ولی بازی نت ها بسیار ملایم و ارام و ساده است.
اگر شکلات نارگیلی با مغز بادامِ رافائلو فررو روشر را تست کرده باشید شبیه به رایحه ی هیپنوتیک پویزن است! عطری ست که به مشام اکثر اقایان سنشوال و جذاب است بنابراین میتواند گزینه ی بسیار مناسبی برای قرارهای رمانتیک باشد.
به شدت به شیمی بدن شما وابسته است این رو از تست های مکرر روی پوست افراد مختلف متوجه شدم!
تنها نقطه ضعفش برای من پرفورمنس بود، که به امید پرفورمنسِ بهتر نسخه ی ادوپرفیوم را بلایند بای کردم و نه تنها افاقه نکرد بلکه بدتر هم شد :) و اینکه فضای این دو نسخه بطور کلی باهم متفاوت هستند که در صفحه ی مربوطه راجبش نوشتم!این رو هم اضافه کنم که باتل من جدید نیست و مربوط به ۸ سال پیش است ، با این حال ماندگاری و پراکندگی رایحه متوسط ، و برای من راضی کننده نیست اما بخاطر زیبایی اش چشمم را روی کاستی هایش میبندم :)
بخاطر علاقه زیاد به لئو پورهوم خاستم بقیه عطرای ایسی میاکه رو تست کنم،این عطر رو تست کردم و خوشم نیومد هیچ شباهتی به اون شاهکار نداره رایحه مرکباتی مصنوعی داره که بعد از دو ساعت رایحه شیرین میشه که اونم مصنوعیه بعد ۶ ساعت هنوز بوش قوی روی دستمه
این عطر، درست مثل باتل فوقالعاده زیباش، به معنای واقعی کلمه یخ و تمیز و آبیه. مثل نوشیدن یک لیوان دیتاکس خنک گوارا، در لیوانی آبیِ عرق کرده، که چند حلقه لیمو، پرتقال و چند برش سیب داخلش قرار گرفته به همراه قالب های مربع یخ نعنایی (و نه شیرین تر و نه میوه ای تر). ملایم و ملایم و ملایم.
اصلا نمیتونم میزان fresh بودن این عطر رو با عطر دیگه ای قیاس کنم. چرا که fresh هست و میمونه تا آخرین لحظه تو رو زنده و بیدار و خنک و تمیزززز نگاه میداره. این رسالت این عطره 💙🧊 خنکی و تمیزی
فضای کار شبیه I love love اما خیلی کار شده تر. بنظر میاد آقای Olivier Cresp، بعدها روی فرمول I love love بیشتر کار کرده و به لایت بلو رسیده.
هر دو رو دوست دارم، اما اینکار قوی تره و مشکل پرفورمنس I love love را به عنوان یک عطر خنک حل کرده.
معمولاً از عطرهایی که خیلی واسم مورد پسند هستند، اگر نسخههای شرکتی کپی یا موازی داشته باشند حتما حداقل دو باتل ازشون هم خرید میکنم تا در باتل عطر اصلی، صرفهجویی کنم و فقط در مواقع مناسب از عطر اصلی تنپوش کنم. در روزهای عادی هم که دلتنگ همان عطر اصلی میشم، از نسخهی کپی آن تنپوش میکنم. این عطر ایوسن لورن هم بسیار مورد پسندم است که یک باتل ازش خریدم و تاکنون فقط دوبار در حد 8 پاف ازش استفاده داشتم. نسخهی شرکتی کپی باکیفیت هم ازش ندیدم تا اون رو هم بخرم.
این عطر از سرکش ترین روایح چرم انیمالیک و اوزونیک در بستر عودی و دود است که قطعا سردترین روز سال را برای پوشیدن طلب میکند. به محض اسپری، فورانی از روایح چرم حیوانی عودی دودی ساطع میشه که بعد از چند ساعت از نشست مایع عطر روی لباس، تغییر چندانی با حالت اولیهی اسپری عطر نداره و همان رایحه ی چرم حیوانی عودی دودی آشکار میشه که کمی روایح سبزگون گیاهی هم ازش حس میشه اما محور اصلی عطر، همان رایحهای چرمی حیوانی است.
پوشش مناسب خودش را طلب میکند که روی پلیورهای بافت ضخیم من عملکرد بهتری نشان میدهد. اما حتما بعد از اسپری کردن عطر بایستی در محیط فضای باز باشید چون ممکنه برای خودتان داخل منزل یا اتاق، روایح فضای دامپروری ها تشخیص داده شود. ولی به محض خروج از منزل در پهنای سردی هوای بیرون، خیلی جذاب میشه بخصوص اگه سیگار هم روشن کرده باشید که حتی یه دوست سیگاری نزدیک به شما باشد اون دود سیگار با رایحه ی این عطر روی لباس، یه درهمتنیدگی بسیار جذابی را تداعی میکند.
ماهیت رایحه بپاس تند و آتشین بودنش برای من یادآور فیلم جان کنستانتین (۲۰۰۵) با نقش آفرینی کیانو ریوز در نقش جان کنستانتین که فیلمی در ژانر متافیزیکی برای درک دوزخ معصیت کاران است. روایتی از آنسوی دروازهی جهنم که مدعی است: در تاریکی مطلق معصیت هم کورسویی از امید به مهتاب مهربان خداوند برای بخشیده شدن وجود دارد...
کیفیتی ممتاز در رایحهای تاریک از معصیت انگاشته شده در پوست پیشوای بزرگ بر نجات بشریت از جرم و جنایت که تنها با بهنژادی (یوژنیک) امکانپذیر است.
مناسب تنپوش آقایان تلخ و تاریک چرم انیمالیک پسند در سردترین روزهای پاییز و زمستان با ماندگاری و پراکنش خیلی خوب.
آرزوی سعادت برای هموطنان...
بله ارژنگ عزیزم
درود بر تو :)
جناب حسام حماسه ساز ما ، که پزشکی ست که همچون نامش ، چون سامورائیان شمشیر میزند با قلم !
و این ، ابتدای راه اوست !
راهی طویل و خطیر پیش روی دارد !
و بی شک ، شمشیرها خواهد زد درین مسیر ، که مسیرِ عشقِ پرمخاطره ، مجنون میطلبد !
شرط اول قدم اش این است بقول پیر ما !
درونِ تاریکی ها ، هماره سو سوی نور ، چون ستارگان میدرخشند در آسمان هنر :)
آرزوی توفیق :)
سلام اقای رضایی شوشتری ، با احترام به شما و اعضای عطر افشان و مدیریت سایت ، در حال حاضر در یکی از گالری های بزرگ عطر نیش در ایران فعالیت دارم به عنوان مشاور و فروشنده
اگر قصد تهیه و دیدن از گالری داشتید خوشحال میشیم ببینیمتون
به نظر من این عطر، یک میزبان تپل مهربونه که روی میزش همیشه کلوچه های وانیلی گرم برای خوشامدگویی به شما داره اماااااااااااا به شرطی که آداب مهمان شدن بر سر این میز رعایت بشه.
۱. اپنینگ بسیار شیرینی داره. نباید فقط با بوییدن نتهای اولیه قضاوت بشه. حواسم هست که با پاف اول ، نفس عمییییق نکشم که مشامم رو پر کنه و دلزده شم 🤪 به گردن مطلقا اسپری نمیکنم. بعد از حدود ۱۰ دقیقه شیرینیش کم میشه و نت گرم و نرم وانیل سر و کلش پیدا میشه و به خوبی و بدون اغراق تا چند روز به لباس میمونه که از نظر من نه تنها اصلا آزار دهنده نیست، بلکه بسیار آرامبخش و لطیفه. البته اگر به اندازه اسپری بشه.
۲. به لباسی اسپری میکنم که هنوز نپوشیدمش . ده دقیقه ای زمان میدم بعد میپوشمش.
۳. برای فصول گرم مناسب نیست. زمستون و پاییز بازخوردهای مثبت زیادی ازش میگیرید.
موندگاری بسیاااار عالی و سیاژ خیلی خوبی داره. اگر عطرهای متفاوت به لباسهاتون اسپری کرده باشید و همشون توی یه اتاق باشن ، وقتی وارد اتاق میشید، تنها بوی اکلایره که رایحه همه عطرهای دیگه رو کاور میکنه و به خوبی به مشام میرسه.
برای کسانی که مث من عاشق بوی سرلاک هستن ، میتونه پای ثابت کالکشنشون بشه 🤗😋
خیلیا طراحی فلکنشو دوست دارن اما سلیقه من نیست. خصوصا کمی افراط در استفاده از رنگ طلایی.
اکلایر اولین خرید من از برندهای عربی بود و باید بگم که حس منفی منو نسبت به این برندها خیلی تعدیل کرد.
درود
اتفاقا امشب داشتم به این فکر میکردم
آیا خوبی ها میان سراغ ما ایرانی ها؟؟؟
خداوند کمک کنه به ما
روزهای خوب را خواستار هستیم،
البته همین که تندرست و زنده ایم
سپاس میگیم،
یک خصلت دیگر ما ضخامت پوست است
ما ایرانی ها پوست کلفت هستیم
و باید به کروکودیل بگیم یاد بگیر!!!
عرض ادب و احترام دارم آقای دکتر
اگر از همین لاین عطر آرماف اودیسی تافی کافی رو تست داشتین لطفا تجربتون رو در رابطه با اون بگین و میزان ماندگاری ممنون میشم.
ممنون از به اشتراک گذاری نظرتون ، توصیفات کامل و خوبی بود.
بنده هم سال گذشته با قیمت حدود ۳ میلیون به نظرم بود گرفتمش الان که احتمالا دو برابره و به عنوان یک عطر کار راه بنداز خوبه ولی اینکه ازش انتظار داشته باشیم لیتون رو کپی کرده باشه خیر . فقط به نظرم از لیتون الهام گرفته و فضای عطر اولا خیلی شفاف نیست و کمی هم به نظرم حالت دودی یا نمیدونم گس مانندی داره که فضا رو از لیتون خیلی دور تر میکنه. شاید فقط چند دقیقه اول لیتون باشه بعد کلا فاصله ی زیادی میگیره! در جای خودش خوبه ولی به عنوان کپی لیتون نباید استفاده بشه، خودم که اصلا تو این وضعیت عطر نمی گیریم اگرم بگیرم پول جمع میکنم اصلی می گیرم اونم نه لیتون ۵۰ میلیونی! یه چیزی که با جیب ما فقیر فقرا جور در بیاد :) یادم نمیره تا همین پارسال اردیبهشت که دیلان بلو خریدم ناکسوس گذاشته بود ۱۸ تومان گفتم اوکی میشه بهش رسید و نویر اکستریم تام فورد که عاشقشم ۱۲ تومان گفتم عالی میام سراغت الان چند ۳۵ میلیون ناقابل ! همینه دیگه مردم ما لایق بهترینن بخدا این حق ما و عزیزان هموطن نیست !
عطر اماراتی به دیگران پیشنهاد میدم و هدیه هم میخرم اما خودم واقعیت کیفیت رایحه خیلی برام مهم هست و نمیتونم راضی بشم ازشون استفاده کنم یعنی روح و روانم نمیزاره دست خودم نیست اما به لحاظ قیمت و کیفیتی که ارائه میدن قابل قبول هستن دقیقا مثل همین آرماف روژیر .
چیز بد مثل اسانس به دیگران پیشنهاد نمیکنم ولی کپی های اماراتی چون در کل بد نیستن به دیگران پیشنهاد میکنم و براشون میخرم چون قابل قبولن اما خوب سلیقه ی من نیستن و خودم میرم از یه چیزایی میزنم که بتونم عطر با کیفیت و طبیعی تر بگیرم :)
چه میشه کرد جز صبر و صبر و صبر ...........
همین امروز خریدمش:)بوی شکر و نون خامه ای میده اولش یه بوی گیاه مانندی داره اول که اسپری کردم گفتم شاید باب سلیقه ام نباشه بعدش کم کم بوی نارگیلی و شیرینش ظاهر میشه بوی نون خامه ای بوی پشمک آبنبات شکری میده که الان بعد گذشت یه ساعت که روی دستم مونده و نتاش یکی یکی ظاهر شدن میگم خیلی خیلی خوشبوعه✨
درود بر شما جناب رابعی نیا...
نفرمایید جناب..شما استاد ما هستید در زمینه روایح...
هرچقدر هم توانمند باشیم در شناخت روایح به پای شما نمیرسیم بزرگوار...
تو این مدت حتی سری به عطرهای کلکسیون حقیرم هم نزدم...
اما از امشب دوباره خودم را پیدا کردم و خوشحالم که در کنار عزیزانی همچون شما از عطور مینویسم...
خیلی ممنون از لطف بی کران شما...
درود و مهر نوشآفرین خانوم. نظر لطف شما سبب دلگرمیست.🙏
والا تا اونجا که میدونم این برند در ایران و شاید دوبی موجود نیست. اگر منظورتون همین کار هست که از روی دکانت ریویو نوشتم، بفرمایید تا تقدیم کنم.
من خودم عطرای بیش از حد شیرین رو دوست ندارم ولی امکان نداشت اکلایر رو بزنم و کسی ازم اسم عطرم رو نپرسه ...
اولش یه بوی تلخی ازش حس کردم که زد تو ذوقم و با خودم گفتم دیگه این عطرو نمیزنم اما یه روزِ بارونی و سرد دوباره امتحانش کردم و به شدت به دلم نشست و تمام زمستون امسالم با اکلایر گذشت :)
پخش بو و ماندگاری به شدت بالا
من که الان عاشقشم و برای زمستون آینده حتما دوباره سراغش میرم ...
درود دوستان
اگر عاشق لالیک مشکی هستی میتونی از این عطر تو هوای گرم لذت ببری من بوی لالیک مشکی به اضافه ی کمی امین الدوله رو از این عطر حس می کنم
دوستان من عاشق بوی برگ درخت سرو هستم روز محشر همه ی سروای پارک محلمون جلوم رو میگیرن چون برگاشونو میکنم و تو دستم له میکنم و نفس عمیق میکشم
لالیک مشکی و همین عطر بوی سرو میدن
نمیدونم چی بنویسم که برازنده این شاهکار تمام عیار باشه. یه اثر هنری از هر نظر. پکینگ جذاب . طراحی فلکن، خیره کننده. یه موجود با وقار که چگالی میز آرایش رو چند برابر میکنه. سیاه و مرموز و در عین حال مهربون. با شانه های پهن و انحنا دارش که نماینده قدرت توأم با لطافته؛ با گردنی کشیده و گردن آویز ساده و درخشان که برازنده رایحه بلند پروازشه. شیارهای ظریف روی تنپوش سیاهش حس لوکس بودن رو چند برابر میکنه.
و اما رایحه…
باوقار، سنگین، مرموز و اغواگر. از اون عطراس که وقتی بوش میکنم دستام شل میشن و آویزون میمونن به شونه هام.
یاس مرموز، خزنده و چگال که جادوی نرم و دودیش با مکر ارکیده و نت نافذ پچولی و لطافت وانیل، منو دیوانه میکنه.
قطعا در پاییز و مخصوصا زمستان پرفورمنس بینظیرتری داره. مخصوصا در شب.
قاعدتا باید برازنده مراسم سنگین و رسمی باشه ولی من در اوج شیطنتهای اوایل آشنایی با همسرم این عطر رو میپوشیدم 😊 و خاطره ابهت رایحش برای هر دوی ما با شیطنت و شور و سرزندگی همراهه.
خلاصه که بلک ارکید جانم! خواهم تو شوی محبوب دلم.
درود دوستان عزیز
فکر نکنم عطری سبز تر و تلخ تر از این نویت دی بَیکِلایت وجود داشته باشه .
این عطر به اندازه ای وجه سبز و مخدر مانندش قدرتمنده که وجوه دیگرش خیلی کمتر حس میشه . از همون ابتدای کار چنان بوی به شدت سبز ، تلخ ، تند و اعتیاد آوری به مشام آدم میخوره که یه لحظه آدمو پس میزنه و میگی این دیگه چه عطریه؟ اصلا چرا یه عطر باید همچین بویی بده . یه آکورد سبز و بسیار تلخ و تند از گالبانوم و آنجلیکا و بویی پلاستیکی ناشی از بَیکلایت که شدت تلخی رو دو چندان میکنه در کنار رایحه ای مخدر مانند .
اما اعجاز واقعی بیکلایت زمانی شروع میشه که کمی رایحه بیشتر باز میشه و اون وجوه فلورال ، انیمالیک و نارکوتیکش که پشت اون آکورد گیاهیه تلخ پنهان شده بود ، نمایان میشه .
یک رایحه برجسته مخدر مانند به همراه حسی انیمالیک که حول گل مریم میچرخه .
بر سر اون رایحه نارکوتیک ( مخدر) بین علما اختلاف نظر وجود داره . بعضی اون رو ناشی از گل کارو میدونن که رایحه ای مخدر مانند داره و بعضی ها ناشی از بیکلایت یا ترکیبش با عناصر دیگر در عطر میدونن . بیکلایت یک ترکیب مصنوعی از رزینه که در آزمایشگاه تولید میشه و بویی پلاستیکی داره . حالا این رایحه مخدر از کدوم نت یا از ترکیب کدوم نت ها با یکدیگر میاد خود ایزابل دوین و خدای خودش میدونه . من خودم احتمال وجود گیاهان مخدر مثل کانابیس یا گل کارو رو میدم .
بگذریم زیاد درگیر این قضیه نشیم به هر حال بویی مخدر مانند داره .
عطر سخت پوشی نیس و بازخورد خوب هم میگیرید به شرط استفاده درست . اگه توی مهمونی میخواید بپوشید بیشتر از یک پاف نزنید و توی مجیط باز دو پاف کافیه . چرا ؟ چون عملکرد بسیار بسیار قدرتمندی داره و از اونجایی که رایحه بسیار تلخ و مخدر مانندی هم داره ممکنه در تعداد پاف بیشتر بازخورد خوب نگیرید . یونیسکس تعریف شده ولی واقعا مناسب خانم ها نیست .
سلام مهسا جان. امیدوارم خوب باشی.
انقدر معصوم و کاله که انگار هنوز وارد سنی نشده که گناهی کرده باشه. نابالغ از نظر من یعنی این.
علاوه بر این، منو مقداری یاد اسپریهای she میندازه که موقعی من 11-12 سالم بود دوره اوجشون بود و خیلی دوستشون داشتم. بوی این عطر شبیه به بوییه که منِ 12 ساله خیلی دوستش میداشتم، ولی من 26 ساله متاسفانه نه.
اصلاااا دوسش ندارم
بوی عرقیجات میده، بوی تقطیر گل و گیاه
کلا عطر هایی که نت دریایی دارن برام یه حال و هوای شرجی دارن که اصلا دوس ندارم انگار بوی عطر با عرق بدن آمیخته شده، یه بوی غیرقابل تحمل! بوی آمواژ آنر هم همچین وایبی داره انگار افتادی تو حوض عرقیجات
درود دوستان
بوی لیمویی رو میده که روی خاک نم خورده له شده و همزمان روی صندلی نشستی و یه قهوه ی باکیفیت مینوشی
ماندگاری بالا و پخش خوب داره
اگر الان قیمتی در محدوده ی پانزده تومن داشته باشه مناسبه
عطری گلی میوه ای با کاراکتر زنانه و پخش و ماندگاری غول آسا. برای خودم اصلا نمیپسندم. برای خانمها هم زیاد پسندم نیست. رایحه ی زیاد شیکی نداره. علت اقبال عموم از این عطر پخش و ماندگاری زیاد آن است.
با توجه به فصل، قرعه عطر امروز به نام این عطر افتاد. مدتی بود که داخل کمد عطرها مخفی شده بود و خودش را از نگاه من دور نگه داشته بود هر چند که شاید حدود ۱۰ میل دیگه ازش مونده و برای من این کمینه مورد نیاز برای حفظ عطرهای استفاده شده است. یعنی چند میل آخر شیشههای عطر بایگانی میشوند.
بگذریم، پس از مدتها حس و حال این عطر برایم لذت بخش بود. حس تازگی، طراوت، نشاط و سرزندگی. عطری چوبی مرکباتی با نوت برجسته لیمو و پس از آن صندل. در کل ترکیب بالانس و با کیفیتی است که به خوبی بر هدف متمرکز است.
با توجه به وجود روایح چوبی در پس زمینه بیشتر مناسب آقایان است اما حتما برای خانمها هم قابل استفاده است.
با لباس خنک رنگ روشن برای تمام سنین قابل استفاده است.
ماندگاری و پخش 🤨 (کاش بیشتر بود).
وجودتان معطر به یاد خدا 🌺🙏🌺
کسی که رویای عطرها را در سر می پروراند و شهدِ این افسانه ها را بر تن می افشاند یک فرد معمولی نیست او بانوی رقصِ شکوفه هایِ با شکوهِ زمانِ بی زمانیست،کسی است که با برداشتن هر گامی بر روی زمین، ردی از ملاحت،لطافت، و نور بر جای می گذارد و بایستی به این بانو گفت چه انتخابِ زیبایی!
ریویوی این ادکلن گلی- میوه ای تقدیم به حضور گرانقدر سرکارِ اعظم خانم دکتر آلالیتای عزیز و گُل رخ همچون نام گُلی و زیبایش🌺
لحظه ی اول اسپری چنس یه حس خیلی شاد مرکباتی ازش میگیری بویی شبیهِ عصاره ی میوه ی تازه و شیرین بِه آب گرفته شده که حسابی رسیده و جا افتاده و به رنگ زردِ متمایل به طلاییِ خوش رنگ است و روح آدم را بیدار می کند.این بو اصلا خفه و سنگین نیست و با وجود شیرین بودنش حس دلزدگی ایجاد نمی کند فوق العاده خنک و ملایم بسان نسیم خنک میوه ای که به صورتت میخوره و لبخند بر لب مینشاند.
وسطای کار از حالت میوه ای خارج میشه و این بو فروکش میکنه و وارد بخش اصلی«گلها» میشی اما نه بوی گلهای قدیمی،به به در اینجا رایحه ی گل رزِ خیس و یاس خیلی نرم و لطیف میاد.بوی گلها در این قسمت خیلی پاکیزه و مدرن است حتی برای من تا حدودی تداعی کننده بوی یک شامپوی لوکس و اورجینال هست طوری که انگار تازه موهاتو با این شامپو شستی و دوش گرفتی و یک پیراهن حریرِ گل دار گران قیمت بر رخِ تن پوشانده ای.
و اما پایان قصه و داستان تندر به خودنمایی و اغواگری مشک ختم میشود جایی که عطر روی پوستت میشینه و یواش یواش میخواد از صحنه محو بشه بوی خیلی نرم و نازکِ کرمی- مشکی به جا میمونه که پوست را بی نهایت لطیف و خوشبو جلوه می دهد. بخش پایانی در عین سادگی در واقع با طراوتش باعث میشه بوی عطرت فوق العاده با وقار و با کلاس باشه از نظر مخاطبان اطراف.پوشیدن چنس صورتی بیشتر بدرد خانمی میخوره که دوست داره بوی خاص و پرشکوهی داشته باشه اما نه خیلی سنگین وتند و بر تن کسی بیشتر میشینه که دلش بخواد بوی تمییزی و پاکیزگی بدهد.
بیشترین زمان استفاده اش همین فصل بهاره،مناسب برای پیاده روی و گردش،دانشگاه،محل کار،قرارهای دوستانه در پارک و تفریح گاه،در مجالس رسمی و سنگین یخورده زیادی بی صدا و آرومه،اما بی رقیب و با صفا برای روزهای پر انرژی..
بلحاظ ارزش خرید از نظر بنده که حتی فنِ عطرهای گلی خیلی غلیظ و همینطور عطرهای آرام گلی- میوه ای اما اینگونه پر نشاط و با طراوت هستم بله دارد ولی برای دوستان دیگر سلیقه ایه و باید قبل از خرید حتما تست کنند.بوی خیلی خوشبویی داره و به این صورت نیست که بعد از گذشت یک ربع ازش خسته بشی اگه هر روز هم بزنی احتمال این که کسی ازت نپرسه این چه بوی قشنگی بود؟ خیلی کمه!
در آخر هم باید خدمتتان عرض کنم:
اگر در زندگیتان آدم منظم و شیک پوشی هستید و پر انرژی و دنبال عطری میگردید که هاله ای از تمیزی و شادابی فضای اطرافتون را پر کنه تندر یک انتخاب امن و در عین حال ساده اما بسیار با کلاس و پر پرستیژه که هیچوقت پشیمونتون نمیکنه♥️
در این باره اگه اغراق نشده باشه«چنس تندر»عطریه که؛
حس، ابدا و اصلا، نه🙅 بلکه آنرا زندگی میکنی عطری که درسکوت و #انزوا# روایتِ شانس را از میان باغ و دشت گلها و لطافتُ طراوتُ نور برایت بازگو میکند و به تصویر می کشد.
آری سکوت؟؟
انزوا؟؟
[به نقل از جناب صادق خان هدایت]
،،، در زندگی زخم هایی است که مثلِ خوره روح را آهسته در،،انزوا،، می خورد و می تراشد.
دقایقتان آغشته به شادی و رها و آزاد از هرگونه غم و غصه...