برگهای تازه لهشده ریحان تند تایلندی در آمیزه این عطر با رایحه فلفل آمیخته میشوند و جلوههای درخشان گریپفروت و فلفل تیموت نپالی نیز خودشان را به این ترکیب میافزایند. آمیزهای درخشان که تضادهای ناب و بینقصش را پس از برخورد با امضای چوبی و جسورانه عطر نمایان می سازد.
عصاره خسخس هائیتی با جلوههای غنی و خاکیـزمینی بهخوبی پژواک و طنین نت چوب گئورگی را برجسته میسازد ــ مولکولی منحصربهفرد با مایههای قدرتمند چوب سدر. این ترکیب چوبی پرهیاهو و جذاب بهواسطه سویههای گلفام پتالیا به حالت درخشانتر و روشنتری میرسد.
نت شاهوار چوب آکیگالا نیز مایههای شگفتانگیزی را در ذات این عطر مستقر میکند. این ترکیب طبیعی و منحصربهفرد از گیاه نعناع هندی و از طریق فرایندهای بیوتکنولوژیکی بازیافت میشود. سرشت منحصربهفرد، ادویهای و چوبی عطر نیز بهواسطه عصاره غنی نعناع هندی کشتشده در اندونزی و نت قدرتمند و دارای ماندگاری طولانی آمبروکسان به سطح والاتر و قویتری میرسد.
| نوع عطر | ادو پرفیوم |
| برند | اسنشیال پرفیومز |
| عطار | کوئنتین بیش |
| طبع | معتدل |
| سال عرضه | 2020 |
| گروه بویایی | رایحه های معطر |
| کشور مبدأ | فرانسه |
| مناسب برای | آقایان و بانوان |
| اسانس اولیه | نعناع هندی ، ریحان ، خس خس ، روایح چوبی، آمبروکسان، چوب آکیگالا، تیمور |
جامعه شناسان میگویند عصرِ "قدرت سخت" (ارتش، اقتصاد، دیوار) گذشته،
و "قدرت نرم" (فرهنگ، سبک زندگی، جذابیت) حاکم شده است. این عطر تجسمِ شیمیاییِ آن گزاره است: نت چوب آکیگالاوود (چوبی که از درختِ سوخته اما ایستاده می آید) استعاره از تمدنیست که از میان بحرانها عبور کرده، اما نه خشنتر، که نجیبتر شده.. فلفل سیاه در این ترکیب، نه جیغ ، اما تیز است. ریحان نه هجومی ، که طراوتِ حضوریست که نیاز به داد زدن ندارد
نت فلسفی: قدرت زمانی واقعی است که بویی از خود به جا بگذارد، نه زخمی....
جامعه شناسیِ بو میگوید:
عطرها مرزهای اجتماعی را ترسیم میکنند. اما نکته فلسفی اینجاست:
این عطر در عینِ طبیعی بودن (چوب، ریحان)، مدرنترین مولکولها را دارد (آمبروکسانید، که در آزمایشگاه بازآفرینی شده). یعنی سنتِ بازسازی شده؛
آنچه جامعه شناسان "اختراعِ سنت" مینامند.
بویی که به ما میگوید تو میتوانی هم ریشه دار باشی، هم در قلعه ی شیشهایِ شهر زندگی کنی.
اروینگ گافمن، جامعه شناس، میگوید زندگی اجتماعی یک "اجرای نمایشی" است.
هر عطری، ماسکی که بر چهره ی هویت خود میزنیم.
اما Bois Impérial ماسکِ امپراتورِ زَهدگستر است. نه پادشاهِ خودنما، نه تاجری که بوی پول و سیگار میدهد. بویی که میگوید: "من حاضرم در جهانی که همه فریاد میزنند، نجوا کنم."
قدرت یعنی کنترلِ هیاهو. فلفل سیاه تندیِ حضور دارد اما از حد نمیگذرد. چوب گایاک خشک است اما خشن هرگز.. ریحان شاد اما کودکانه نه... این عطر، تجسمِ "مردم سالاریِ اخلاقی" است.
در نقدِ جامعه شناختی، عصر مدرن دچار "تکنوازیِ هویتها" شده:
هرکس بویی کاملاً انحصاری، سبکی کاملاً شخصی، و مرزی کاملاً بسته میخواهد. اما Bois Impérial برخلاف این جریان، بوی "قلمروِ مشترک" دارد. چوب، فلفل، ریحان – اینها موادی نیستند که کسی را طرد کنند. آنها عناصرِ یک _مجمع_اند، نه یک قلعه.
این عطر یک "امپراتوریِ مشارکتی" است: هرکسی آن را بر تن کند، نه دیگری را نفی، که او را به یک احساسِ مشترک از نجابت دعوت میکند.
نتیجه: عطر به مثابه متنِ فلسفیِ زنده
Bois Impérial یک "ژستِ فلسفیِ" تمامعیار است
نسخه ی فلسفیِ این عطر را میتوان چنین جمع بندی کرد:
"امپراتوری، نه به وسعتِ خاک، که به عمقِ حضوریست که هرگز تکرار نمیشود."
آخرین تفسیر: اگر کانت امروز زنده بود، به جای "جرئت اندیشیدن داشته باش "، میگفت:
"جرئت بوییدنِ فراتر از خودت را داشته باش."